حقارت اسکار !!
::: چاپ اين مطلب بدون مجوز کتبی در کليه نشريات سينمايی ممنوع است :::
هفتاد و ششمين دوره اعطای جوايز اسکار ساعت ۵ بعداز ظهر به وقت غرب امريکا (Passific Mean Time) در روز ۲۹ فوريه ۲۰۰۴ مقارن ۴:۳۰ بامداد روز ۱۱ اسفند ۱۳۸۲ برگزار شد. در اين مراسم به استثنای ۳ مورد غيرمترقبه در مورد انتخاب برندگان اسکار همه چيز بر اساس سنت هاليوود پيش رفت !
- ارباب حلقه های توليد انبوه (با حدود ۲۵۰۰۰ نفر دست اندرکار توليدِ کمپانی نيولاين در سه قسمت)
۱۱ جايزه
- رودخانه مرموز (بهترين فيلم از نظر هنر سينما در سال گذشته حسب قرائن)* و ارباب و فرمانده (سومين برتر کيفی)* هر يک با :
۲ جايزه
- هيولا ، کوهستان سرد ، يافتن نمو ، گمشده در غربت و فيلم های غيرهاليوودی غبار جنگ ، قلب چرنوبيل ، حمله بربرها ، هاروی کرامپت ، و دوسرباز هر يک با :
۱ جايزه
و بليک ادواردز با جايزه افتخاری يک عمر دستاورد هنری اين هفتاد و ششمين شب را به پايان بردند.
قبلا در دو مطلب جداگانه "كانديداهاى اسكار ۲۰۰۴ ؛ يك ارزيابى كمى و كيفى" و "پيش بينی های من در مورد جوايز اسكار ۲۰۰۴" (که اين آخری مربوط به ۵ روز پيش است) به تحليل کانديداها و پيش بينی برندگان جوايز اشاره کرده بودم. با اعتراف به اين که از کل فيلم های کانديد شده ء امسال تا بحال فقط ۲ فيلم ارباب حلقه ها و يافتن نيمو را ديده ام ، با مراجعه به پيش بينی هايم به سادگی در می يابيد که ۷۵٪ برندگان را به درستی پيش بينی کرده ام. تازه دو مورد از اشتباهات هم فقط جابجايی غيرمستقيم جوايز بين "ارباب حلقه ها ..." و "ارباب و فرمانده ..." بوده است . حساب احتمالات اتفاقی بودن اين گمانه ها را کاملا نفی می نمايد و اين يعنی قراردادی و صنعتی و از پيش تعيين شده بودن اين جوايز! مناسبات مذهبی ، مسلکی ، صنفی ، صنعتی ، و ... ی که بين اهالی جنگل هاليوود داير است . حال به سادگی می توان دريافت که چرا بزرگانی چون رابرت آلتمن ، راجر کورمن ، وودی آلن ، مارتين اسکورسيسی ، و ... به اين مراسم و مناسبات پشت می کنند . می توان دريافت که هنر در مجاورت صنعت به چه قدر ناشناسی ای گرفتار می شود و می توان دريافت که چرا هنر سينما بايد از شمردن اسکناس و شنيدن صدای سکه ها فاصله بگيرد ، حداقل از بخشی از صنعت سرگرمی سازی خود . البته همه اين ها به مفهوم انکار ساخته شدن فيلم خوب در هاليوود نيست ، فيلم هايی که مخاطب خاص خود را به هر صورت يافته و تبادل افکار هنرمند و تماشاگر را مقدور می سازند ، فيلم هايی که شايد مجسمه کافی و رتبه مناسبی هم در جدول پرفروش ها بدست نياورند .
بماند ...
از سه واقعه غيرمترقبه در اعطای جوايز امسال گفتم . يک واقعه مطلوب ، يکی تأسف آور ، و آخری منحوس !
اولی - انتخاب "يافتن نيمو" بعنوان بهترين انيميشن ، هرچند منکر ارزش های "سه گانه های بلويل" نمی توان شد ولی بايد برتری انيميشن (عملا)سه بعدی و بسيار خوش رنگ و درخشان "يافتن نيمو" نسبت به انيميشن دو بعدی "سه گانه های بلويل" را پذيرفت . حقيقتی که به درستی در برابر "ملاحظات" افراشته شد.
دومی - انتخاب شون پن (برای "رودخانه مرموز") به جای بيل موری (برای "معنای گمشده در ترجمه" که بنا بر توضيح دوستی معادل صحيح فارسی برای نام Lost in Translation همين است) .
و سومی - اعطای جايزه فيلمنامه اقتباسی به فيلمنامه کسالت آور "ارباب حلقه ها ..." (خصوصا اين بخش سوم) که با اطناب مفصلش گمان نمی کنم خوشايند هيچ بيننده ء صاحب نظری باشد. واقعا که بنا بر قرائن موجود و آن ارزيابی کيفی پيش گفته ام ، در نظر نگرفتن فيلمنامه "رودخانه مرموز" (که به اين ترتيب احتمالا بايد مضمونی ضد امريکايی داشته باشد) واقعه ای نحس و نامشحون است.
حسب تماس دوستی از خارج ، ترانه "سه گانه های بلويل" بسيار درخشانتر و دلپذيرتر از ورود به غرب"ارباب حلقه ها ..." بوده و شون پن و بيل موری هم هر دو در زمان اعلام اسامی برنده جايزه بهترين هنرپيشه نقش اول مرد ، حيرت زده شده اند ! شون پن خطابه ای نداشته (چون جزو فيلمسازان مستقل و خارج از حلقه اربابان هاليوود است و توقع دريافت جايزه نداشته) و بيل موری نيز به صرف آشنايی با مناسبات توقع اسکار را داشته که با سن بالايش احتمال دريافت بعدی اسکار هم برايش متصور نيست ، گويا دلگيری موری چنان می شود که بيلی کريستال خطاب به او می گويد : "بيل بيرون نرو ، ما همه دوستت داريم" . "کوهستان سرد" نيز عليرغم بازيگران متفاوت و درخشان و تاييدات همه جانبه ء امسال ، قربانی نزديکی ميراماکس به جشنواره ساندنس (جشنواره مستقل ها) و نيکول کيدمن به سينمای اروپا شد .
خُب چه می شود کرد ؟ حلقه ، حلقه ء ارباب حلقه هاست ديگر !!! ولی انصافا ارباب حلقه ها (ی ۳) با "بن هور" ويليام وايلر يکی است ؟!!
پايان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - مطلب "كانديداهاى اسكار ۲۰۰۴ ؛ يك ارزيابى كمى و كيفى"