كارگردانان بزرگ تاريخ سينما
اليا كازان
Elia Kazan
_______________________________________________________
شغل : كارگردان سينما و تئاتر ، فيلمنامه نويس و نويسنده ، تهيه كننده ، و بازيگر
متولد : ۱۹۰۹ كنستاتينوپل ﴿استانبول امروز﴾
تحصيلات : فارغ التحصيل رشته ء درام نويسی از دانشگاه YALE
_______________________________________________________
كارگردان بزرگ سينما و تئاتر امريكايی اليا كازان اوغلو ﴿ملقب به "گج"﴾ در سال ۱۹۰۹ از پدر و مادری يونانی در شهر كنستانتينوپل ﴿استانبول امروزي﴾ بدنيا آمد . در سن ۴ سالگی با والدينش به امريكا مهاجرت كرد و در نيويورك مقيم شد . پدرش تاجر فرش بود . كازان پس از فراغت از تحصيل در كالج "ويليامز" ، در دانشگاه ييل به تحصيل رشته درام نويسی پرداخته و پس از فارغ التحصيلی در دهه ء ۱۹۳۰ به كار با "گروپ تياتر" ﴿Group Theater﴾ پرداخت و در ۱۹۴۷ جزو مؤسسين اكتورز استوديو ﴿Actor's Studio﴾ بود . كازان نخستين نمايشنامه اش را در ۱۹۳۵ روی صحنه برد و در دهه ء ۱۹۴۰ بعنوان يكی از مستعدترين كارگردانان تئاترهای برادوی شهرت يافت . كازان در آن سالها بيشتر بخاطر كارگردانی قدرتمند و واقع گرای نمايشنامه های "تنسی ويليامز" ، مثل "اتوبوسی به نام هوس" ﴿۱۹۴۷﴾ ، و "آرتور ميلر" مثل "مرگ دستفروش" ﴿۱۹۴۸﴾ مورد تحسين قرار گرفت . از معروفترين نمايشنامه های او می توان : "پوست دندانهای ما" ﴿۱۹۴۲﴾ ، "تمام پسران من" ﴿۱۹۴۷﴾ ، و "چای و سمپاتی" ﴿۱۹۵۳﴾ را نام برد .
كازان كار خود بعنوان يك كارگردان سينما را با فيلم های مستند آغاز كرد : "اهالی کامبرلندز" (THE PEOPLE OF THE CUMBERLANDS) در (1937) و "به تو بستگی دارد"( IT'S UP TO YOU) در (1941) از این قبیلند . او نخستين فيلم بلند داستانی خود با نام "درختی در بروكلين می رويد" (A TREE GROWS IN BROOKLYN) ، رمان دراماتيزه شده ء بتی اسميت در باره ء يك خانواده ء بروكلينی در سالهای آغاز قرن بيستم ، را در ۱۹۴۵ ساخت . فيلم برای هنرپيشه ء مرد نقش اولش "جيمز دون" يك اسكار و برای كازان امنيتی ۹ ساله برای كار در كمپانی فوكس به ارمغان آورد . در ۱۹۴۷ كازان با ساخت سه فیلم موفقیتهایش را دوره می کرد : "THE SEA OF GRASS" بر اساس رمانی از کنراد ریشتر ، "بومرنگ" (BOOMERANG) ، و ... "توافق يک جنتلمن" ﴿Gentleman's Agreement﴾ که نخستین اسكار بهترين كارگردانی را برای این فیلم دریافت کرد . در اين فيلم گريگوری پك نقش خبرنگاری اصولگرا را بازی می كند كه داستانی با مضامين ضدنژادپرستانه می نويسد ، مؤلفه ای كه درسال 1949 درفيلم ديگرش"پينكی" (PINKY﴾ كه داستان آن دربارهء بحران هويتی دختری سياه پوست است ، ادامه يافت . رنگ پوست ِاين دختر چنان روشن است كه براحتی می تواند با سفيدپوستان اشتباه گرفته شود . او در 1950 "وحشت در خیابانها" (PANIC IN THE STREETS) را که تریلری تماما فیلمبرداری شده در خیابانهای نیواورلئان بود ساخت .
همكاریِ كازان با معروفترين شاگرد "اكتورز استوديو" مارلون براندو ، در زمان توليد فيلم از روی نمايشنامه ء معروف برادوی با نام "اتوبوسی به نام هوس" (A STREETCAR NAMED DESIRE) در سال ۱۹۵۱ آغاز شد . در اين فيلم رابطه ء گرم و عينی استلا ﴿كيم هانتر﴾ و براندو در نقش استنلیِ خودپسند كاملا" دراماتيزه و واقع نما كارگردانی شد . ويوين لی در نقش بلانش دوبووا عينا" موفقيت خود در اجرای تئاتری اين نقش را تكرار كرد و كارل مالدن هم بعنوان خواستگار مشتاق بسيار خوب ظاهر شد . لی اسكار بهترين هنرپيشه ء نقش اول زن و مالدن اسكار بهترين بازيگر مرد نقش دوم را برای اين فيلم بدست آوردند .
براندو نقش های مركزی دو فيلم بعدی كازان با عناوين "زنده باد زاپاتا" ﴿VIVA ZAPATA﴾ در ۱۹۵۲ و "در بارانداز" ﴿On the Waterfront﴾ در ۱۹۵۴ را نيز بازی كرد . فيلم دوم ۸ اسكار دريافت كرد ، منجمله اسکار بهترین کارگردانی را . اين فيلم در باره ء اتحاديه های كارگری بندر شهر نيويورك و بر اساس داستانی از باد شولبرگ ساخته شد . صحنه ء داخل تاكسی ، جايی كه براندو در نقش تری مالوی باربر سابقا" محبوب بندر به برادرش ﴿رود استايگر﴾ درباره ء "امكان مبارز بودن بجای آدم ولگرد و مفت خوری كه حالا هست" می گويد ، حالا ديگر بخشی از تاريخ سينماست . لی جی كاب در نقش رهبر فاسد اتحاديه ظاهر شد ، اوا مری سنت دوست دختر مالوی بود و كارل مالدن كشيش محلی . مضمون تضاد و برخورد نظام ارزشی و صداقت انسانها با يكديگر تشابهی عينی با وقايع پيش آمده در زندگی خود كازان داشت ، زمانی كه خود او در برابر كميته فعاليتهای ضدامريكايی دوران مك كارتی﴿ House of Un-American Activities Committee ﴾ در ۱۹۵۲ حاضر شده و به عضويت سابق خود در حزب كمونيست امريكا اقرار كرد * و اسامی اعضای ديگر اين گروه را در اختيار آن كميته قرار داد .
اين عمل كازان در حق دوستان و لطمه ای كه مك كارتيسم به استناد گفته های او به بسياری از اعضای جامعه ء سينمايی آن زمان امريكا زد ، لكه ء سياهی در كارنامه و زندگی او شد . هرچند بعدها در ۱۹۸۸ در كتاب "يك زندگی" ﴿A Life﴾ خود در اين باره چنين نوشت :
"هيچيك از كسانی كه مرتكب عمل من شدند ، بهر دليلی كه داشتند ، از اين مهلكه بدون صدمه ديدن خارج نشدند . من هم همينطور . اكنون ، ۳۵ سال پس از آن واقعه ، همچنان ناراحتم . ميدانستم كه اين عمل چه عواقبی برايم خواهد داشت . آيا برای كاری كه كردم هنوز شرمنده ام ؟ ... واقعيت آنست كه حدود يكسال پس از واقعه احساس گناه و شرمندگی بابت آن را از خود دور كردم ..."
آرتور ميلر نمايشنامه نويس بزرگ در دفاع از كازان می گويد :
" در حاليكه به توضيحاتش گوش می دادم ، وحشت عميقی مرا در خود گرفت . منطق سياه و درستی در آنچه می گفت مستتر بود : تا وقتی كه از اين ماجرا خلاص نمی شد ، در اوج قدرت خلاقه ، نمی توانست كوچكترين اميدی به ساخت فيلم بعدی اش در امريكا داشته باشد . آنها حتی به او پاسپورتی برای خروج از امريكا هم نمی دادند تا بتواند در جای ديگری در خارج از امريكا كار كند . حتی اگر تئاتر را هم برای كار در اختيارش باقی می گذاردند كافی نبود ، تئاتر ديگر علاقه ء اصلی او محسوب نمی شد . او می خواست بيشتر در زندگی سينمايی اش عميق شود ، قلبش آنجا بود و به انحاء مختلف به او گفته بودند كه كمپانی ديگر او را به كار نخواهد گرفت مگر كميته را راضی كند ، حتی دوست قديمی و رئيسش اسپيروس اسكوراس مديرعامل وقت كمپانی فوكس قرن بيستم ".
پيش از "در بارانداز" و پس از حضور در کمیته ء فعاليتهاي ضدامريکايي ، کازان به خارج سفر کرد تا فیلم "مردی روی بند" (MAN ON A TIGHTROPE) را بسازد که در باره ء گروه سیرکی بود که از پشت پرده ء آهنین (اصطلاحی براي مرزهاي شوروي سابق) می گریختند . فيلم بعدی کازان پس از "در بارانداز" ، "شرق بهشت" (EAST OF EDEN) در 1955 براساس رمانی از جان اشتاین بک بود که نقش مرکزی آنرا جیمز دین بازی کرد . کازان از جیمز دین خوشش نیامد ، چهره ء او برای منظور اشتاين بک زياده از حد جذاب و زيبا می نمود . "بیبی دال" (BABY DOLL) در 1956ترکیبی از دو نمایشنامه ء کوتاه تنسی ویلیامز بود که به مضمون سکس در منطقه ء جنوب رو به انحطاط می پرداخت . "سیمایی در میان جمع" (A FACE IN THE CROWD) در 1957 براساس داستان کوتاهی از باد شولبرگ در باره ء یک شخصیت تلویزیونی معروف (اندی گریفیث) که جاه طلبی های سیاسی گسترده ای از خود بروز داد و بسوی قدرت کشیده شد ، ساخته شد . در "رودخانه وحشی" (WILD RIVER) در 1960 کازان به صاحبان قدرت دره های منطقه ء تنسی پرداخت که سعی داشتند با جاری کردن سیل در منطقه ، سدی در آنجا بسازند . مونتگمری کليف نقش يک مامور T.V.A را بازي ميکرد که عاشق لي رميک مي شود . کازان کليف را وادار کرده بود تا در حين فيلمبرداري مدام در کنار رميک باشد . او بعدها در اين باره گفته است : "می خواستم صحنه های مربوط به آنها دمدمی مزاجی ، جاذبه ، دافعه ، ترس ، و عشق را کاملا طبیعی نمایش دهد ... بدفعات تحرک فیلم را برای نمایش شدت احساسات آندو کم کرده و حتی گاهی به صفر رساندم".
در "شکوه علفزار" (SPLENDOR IN THE GRASS) در 1961 ناتالی وود و وارن بیتی نقش عشاق جوانی در کانزاس و در دهه ء 1920 ، درست پيش از سالهای رکود را بازی می کردند . آرتور ب. کلارک در نشريه ء فيلم رويو در نوامبر ۱۹۶۱ در باره اين فيلم نوشت :
"کازان احتمالا حدود دو سال وقت صرف کرده ، ولي کاملا موفق نيست . او بار ديگر تنفر و انزجار از شيوه ء زندگي امريکايي را در فيلمش تصوير کرده و نمايشي کاريکاتورگونه ارائه کرده است . در واقع ، برخي صحنه هاي شکوه علفزار چنان دافعه ء شديدي بروز مي دهند که بنظر مي رسند کاملا حسابگرانه براي بدنامي امريکا در چشم خارجيان طراحي شده اند" .
کازان بر صحنه ء تئاتر همچنان نمایشنامه های تنسی ویلیامز و آرتور میلر را اجرا می نمود و گاهی هم از آثار افرادی چون رابرت آندرسون و ویلیام اینگه استفاده می کرد . او فیلمهای "امریکا امریکا" (AMERICA AMERICA) در 1963 که سرگذشت یک مهاجر یونانی- آناتولیایی جوان (استاتیس گیاله لیس) را تعقیب می کرد و "THE ARRANGEMENT" در ۱۹۶۹ با بازی کرک داگلاس را بر اساس رمانهای خودش ساخت .
در دهه ۱۹۷۰ کازان "ملاقات کنندگان" (THE VISITORS) در 1972 را د ر باره ء دو سرباز سابق ویتنام ساخت که به خانه ء سرباز همرزم دیگرشان حمله می کنند . "آخرین بانفوذ" ("آخرین قارون") در 1976 (THE LAST TYCOON) که آخرین فیلمش است را درباره ء هالیوود دهه ء 1930 و از روی اقتباس هارولد پینتر براساس رمان اف. اسکات فیتزجرالد ساخت . در این فیلم رابرت د نیرو نقش تولیدکننده ء فیلمی که شخصیتش براساس ایروینگ تالبرگ معروف پرداخت شده بود ، را بازي مي کرد . هر دو فيلم اخير با نقدهاي متفاوتي مواجه شدند . "بازدیدکنندگان" یک شکست مطلق تلقی شد ، و نشريه ء نيويورکر در باره ء "آخرین بانفوذ" نوشت : "چنان سست و بی رمق است که گویی فیلمی خون آشامی بعد از رفتن خون آشامان است" .
کازان پس از این بیشتر اوقات خود را صرف نوشتن و انتشار رمانهای ديگر خود کرد : "هنرپیشهء جایگزین" (1974) ، "پرده های عشق" (1978) ، "آناتولیایی" (1982) ، "اودیسه ء یک امریکایی" (1989) ، و اتوبيوگرافي خودش : "الیا کازان : یک زندگی" (۱۹۸۸) .**
کازان بخاطر یک عمر دستاورد هنری در سال ۱۹۸۳ در تالار مرکزی جشنهای کندی ستوده شد و در ۱۹۹۷ در جشنواره ء بين المللي فيلم استانبول ، و در ۱۹۹۹ اسکار افتخاری ایروینگ جی تالبرگ بهمین واسطه به وی اهدا گرديد . ولی همواره واکنش اهالی سینما بخاطر ماجرای سال ۱۹۵۲ نسبت به او متفاوت بوده است ، در مراسم اسکار ۱۹۹۹ عده ای چون وارن بیتی با بخشیدن او برای دوران مک کارتیسم بر پا خاسته و با کف زدن او را تحسین کردند و عده ء دیگری چون نیک نولتی ساکت و صامت بر صندلی ها باقی مانده و با صورتهایی سنگی او را نگاه کردند .
فیلمهای کازان مجموعا" ۲۲ اسکار را بخود اختصاص داده و در ۶۲ مورد کاندید اسکار شدند که از این مجموع ۲ اسکار بخاطر کارگردانی به خود کازان تعلق گرفت ، برای فیلمهای : "توافق يک جنتلمن" (۱۹۴۷) و "در بارانداز" (۱۹۵۴) .
درسال ۱۹۹۱ مارلون براندو در گفتگو با لارنس گروبل در باره ء او می گوید : "کازان بهترین کارگردانی است برای بازیگران که می توانید بیابید . چون خودش بازیگر بوده ، البته بازیگری بخصوص . او چیزهایی را درک می کند که کارگردانان دیگر نمی توانند . او به شما الهام می بخشد . از اغلب بازیگران توقع می رود تا اجزاء وجودشان را در جیب و احساساتشان را چون فنری جمع کرده در وجود داشته باشند و هرگاه کارگردان می گوید "خوب حالا ..." آنرا ارائه کنند . هنریشه به این ترتیب مکررا دچار لغزش و اشتباه می شود . ولی کازان چیزهای بسیاری برای بازیگران به ارمغان آورده است ، او شما را دعوت به بحث و مجادله ء با خود می کند . او از معدود کارگردانان خلاق و فهیمی است که در می یابد بازیگر دارد به کدام سو می رود . او به شما اجازه می دهد تا صحنه را به شکلی که می خواهید بازی کنید ."
کازان علاوه بر اسکارهاي عنوان شده جوايز زير را نيز از مجامع مختلف بين المللي سينما دريافت نموده است :
- جشنواره بين المللي فيلم برلين ، مردي روي بند ، ۱۹۵۳
- جشنواره بوديل ، بهترين فيلم امريکايي ، در بارانداز ، ۱۹۵۵
- جشنواره بوديل ، بهترين فيلم امريکايي ، شرق بهشت ، ۱۹۵۸
- جشنواره فيلم کن ، بهترين فيلم دراماتيک ، شرق بهشت ، ۱۹۵۵
- اتحاديه کارگردانان امريکا ، دستاورد برجسته در فيلمسازي ، در بارانداز ، ۱۹۵۵
- گلدن گلوب ، بهترين فيلم ، توافق يک جنتلمن ، ۱۹۴۸
- گلدن گلوب ، بهترين کارگردان ، در بارانداز ، ۱۹۵۵
- گلدن گلوب ، بهترين فيلم ، بيبي دال ، ۱۹۵۷
- گلدن گلوب ، بهترين فيلم ، امريکا امريکا ، ۱۹۶۴
- جشنواره بين المللي فيلم استانبول ، يک عمر دستاورد هنري ، ۱۹۹۷
- انجمن ملي فيلم امريکا ، بهترين کارگردان ، بومرنگ و توافق يک جنتلمن متفقا ، ۱۹۴۷
- جايزه انجمن منتقدين فيلم نيويورک ، بهترين کارگردان ، بومرنگ و توافق يک جنتلمن متفقا ، ۱۹۴۷
- جايزه انجمن منتقدين فيلم نيويورک ، بهترين کارگردان ، اتوبوسي به نام هوس ، ۱۹۵۱
- جايزه انجمن منتقدين فيلم نيويورک ، بهترين کارگردان ،در بارانداز ، ۱۹۵۴
- جشنواره بين المللي سن سباستين ، امريکا امريکا ، ۱۹۶۴
- فستيوال فيلم ونيز ، وحشت در خيابانها ، ۱۹۵۰
- فستيوال فيلم ونيز ، اتوبوسي به نام هوس ، ۱۹۵۱
- فستيوال فيلم ونيز ، در بارانداز ، ۱۹۵۴ (شير نقره اي به همراه جايزه ويژه هيئت منتقدان ايتاليا)
- فستيوال فيلم ونيز ، در بارانداز ، ۱۹۵۵ (جايزه OCIC)
فیلم شناسی :
اهالی کامبرلندز 193۷/ به تو بستگي دارد ۱۹۴۱ / درختي در بروکلين مي رويد ۱۹۴۵ / دريای علف ها ۱۹۴۷ / بومرنگ ۱۹۴۷ / توافق يک جنتلمن ۱۹۴۷ / پينکي ۱۹۴۹ / وحشت در خيابانها ۱۹۵۰ / اتوبوسي به نام هوس ۱۹۵۱ / زنده باد زاپاتا ۱۹۵۲ / مردي روي بند ۱۹۵۳ / در بارانداز ۱۹۵۴ / شرق بهشت ۱۹۵۵ / بيبي دال ۱۹۵۶ / سيمايي در ميان جمع ۱۹۵۷ / رودخانه وحشي ۱۹۶۰ / شکوه علفزار ۱۹۶۱ / امريکا امريکا ۱۹۶۳ / THE ARRANGEMENT ۱۹۶۹ / بازديدکنندگان ۱۹۷۲ / و آخرين بانفوذ ۱۹۷۶ .
منابع :
- دائره المعارف فيلم لئونارد مالتين
- سايت "اسپارتاکوس اسکول نت" انگلستان
- سايت IMDB
- سايت "بوکز اند رايترز" وابسته به انتشاراتي آمازون
_______________________________________________________
* - در سال ۱۹۴۷ "كميته فعاليتهای ضدامريكايی" تحقيقاتی را بين اعضای جامعه سينمايی هاليوود آغاز كرد . در ماه سپتامبر آن سال اين كميته با ۴۱ نفر كه در هاليوود بكار مشغول بودند گفتگو داشت . اين ۴۱ نفر كه داوطلبانه در مقابل كميته حاضر شدند و به "شهود دوست" معروف گرديدند ، در ضمن گفته های خود به مطالب و نام افرادی اشاره كردند كه موجب متهم شدن اين افرادبه داشتن ديدگاه های جناح چپ ﴿كمونيستي﴾ گرديد .
يکي از افرادی که بنا بر شهادت اين گروه به کميته احضار شد و پس از ادای شهادت بلافاصله امريکا را به مقصد آلمان شرقی آن زمان ترک گفت
برتولت برشت ، نماشنامه نويس مهاجر بود .
۱۰ نفر از بين اين متهمان كه بعد ها با عنوان "ده نفر هاليوود" از ايشان ياد شده و عبارت بودند از : هربرت بيبرمن ، لستر كول ، آلبرت مالتز ، آدرين اسكات ، ساموئل اورنيتز ، دالتون ترومبو ، ادوارد دميتريك ، رينگ لاردنر جونيور ، جان هاوارد لاوسون ، و آلوا بسی با استناد به اصل يك از قانون اساسی امريكا از دادن هر گونه پاسخ به كميته امتناع كردند . كميته و دادگاه استيناف استنادات قانونی اين گروه در عدم پاسخدهی را مردود دانسته و به جرم اهانت به كنگره ايشان را به ۶ تا ۱۲ ماه حبس محكوم نمودند .
كازان نيز كه به خاطر عقايد چپ خود شناخته شده بود عاقبت در سال ۱۹۵۲ به اين كميته دعوت شد و متاسفانه تصميم گرفت تا اسامی افرادی كه در دهه ء ۱۹۳۰ در گروه های چپ عضويت داشتند را اعلام نمايد . درنتيجه اين افراد به كميته احضار شده و آنها كه از دادن اسامی ديگران خودداری كردند در ليست سياه قرار گرفته و در مواردی زندانی شدند . بعنوان پاداش اين همكاری كازان اجازه يافت تا به كار خود در هاليوود ادامه دهد . "در بارانداز" ﴿۱۹۵۴﴾ تلاشی است برای توجيه اخلاقی بودن ارائه ء اطلاعات برعليه دوستان به صاحبان قدرت . باد شولبرگ و لی جی كاب نيز كه در مقابل كميته در ماجراهای بازجويی حضور داشتند ، در اين فيلم در كنار كازان بودند .
** - مجموعه رمانهاي کازان عبارتند از :
• AMERICA AMERICA, 1962
• THE ARRANGEMENT, 1967
• THE ASSASSINS, 1972
• THE UNDERSTUDY, 1974
• ACTS OF LOVE, 1978
• THE ANATOLIAN, 1983
• A LIFE, 1988
• AN AMERICAN ODYSSEY, 1989