«قارچ سمي» کارگردان : رسول ملاقلي پور
بايد يه شيشه ء بزرگ بشکني
همه در مورد «قارچ سمي» سکوت کرده اند ! از فيلم استقبال نشده و فروش فيلم پايين است ، حتي پايين تر از فروش فيلم «مزاحم» ! با تمام اين اوصاف يک واقعيت محرز است و آن اينکه : «قارچ سمي» فيلمي ست مهم و قابل تامل که مهجور مانده ! شايد چون در زمان نامناسبي اکران شده ، شايد اين هجر ناشي از عصبيت مواج آنست در زمانه اي که ديگر کسي را ياراي تحمل عصبانيت نيست ... شايد مشکل ناشي از فرم غيرمتعارف اين فيلم ست ، يا شايد نياز به تدويني مجدد حداقل در ذهن خود ما دارد . علت هرچه باشد ، سکوت علاقمندان آن که سينمايي نويسند و شخصا برخي شان را مي شناسم برايم تعجب آورست ! سکوت براي چه ؟ شايد وحشت تاييد نشدن از بيرون ... يا شايد عافيت انديشي ... يا ... نه ؟!!
در برخورد با برخي دوستان که فيلم را ديده بودند ، اظهارنظرهاي متعارضي شنيدم ... بعضا گنگ . به پشتوانه ء «نسل سوخته» به تماشاي فيلم نشستم و ... اينهم نظرم ، بابت تعهدي که به تمام شيرها دارم ، در هر کسوت و با هر عقيده اي :
«قارچ سمي» حداقل از دو منظر قابل بازنگري ست : فيلم به عنوان يک اثر هنري ، و فيلم به عنوان يک اثر سينمايي ! چه کسي باور مي کرد که جنگجوي «نينوا» با «بلمش بسوي ساحل» و «پروازش در شب» با گذاري از «مجنون» و در عين آشفتگي هاي فرياد «کمکم کن» اش به اعتراضي چون «نسل سوخته» و فرياد سرشار از ياسي چون «قارچ سمي» برسد ؟
«قارچ سمي» فرياد عصبي مصلحي ست شکست خورده در اعتراض به خلوت بيشه از شيرها (آنان که ديگر در چزابه نيستند) و استيلاي شغالاني که خود مي شناسد و بر ما مي نمايد (آنکه در «هيوا» و در بحبوحه ء جنگ براي فرار از جبهه به پاي خود شليک کرد و اينکه به معاملات کلان ساختماني و ... روي آورده است) .
«قارچ سمي» اثري سينمايي نيست و هست ! چون صدابرداري و صداگذاري ، تکنيک و فيلمبرداري و نورپردازي ، و... و... را واگذارده و فقط در مواردي که توجيهش آشکار نيست و کارگردان علاقه دارد (نه آنکه تم جاري فيلم حکم کند) از فلاش فوروارد (بنزين بر خود ريختن در اقدام به خودسوزي آلما) ، جامپ کات (در ملاقات سليمان و دخترش) ، ايجاز در فاصله گذاري فصل ها (کج کردن دوربين در سکانس کابوس دومان) و ترسيم و تصويرگري رابطه اي به قول صادق هدايت «اثيري» (ارتباط تله پاتيک و ذهني دومان و بي تا) ، استفاده مي کند . جالبست که اين سيل نماها و عناصر فرماليستي متنوع و بعضا ناهمگون و ناهمساز در نهايت تشکلي همساز و عمقي - در بيان روان پريشانه ء ناهنجاري هاي اجتماع کنوني از ديد فيلمساز فراهم مي آورند ! هم کارگردان را مي شناسيم و هم او با عناصر کاربرديش ، آشنايي به ابزار را گوشزد مي کند ! پس ملاقلي پور را چه شده ؟!!
ملاقلي پور هنرمنديست به درد آمده که به وظيفه ء تاريخي اش عمل مي کند ، او درد را شناخته و آنرا مي نمايد ، اگرچه در عصبيت زياده روي کرده و در آخر هم راه حلي بسيار آنارشيستي و ناممکن ارائه مي کند ، از آن راه حل هايي که چون پايان بندي فيلمش کاملا سوررئال ست ، ولي بهر حال منکر ارزش هنري (و نه سينمايي) اين اعتراض نمي توان شد .
دومان فضاي مسمومي را که پذيرفته ، تاب نمي آورد ... بر سودجويي ميراث خواران مي تازد و تا نابودي خود پيش مي رود و بقاي پس از جنگش را مايه ء غبن مي داند . فرشته ء نجاتش : زني که در طراوت و زيبايي و مفاهمه ، بي درست و غلط سنتي ، آرزو و روياي اوست و ذهنش را مي خواند ، او را نجات مي دهد ... هم او که در تمامي طول فيلم با دومان دردي مشترک دارد ، و دومان در نهايت بعنوان عشق زميني براي وصال به معشوق آسماني اش از او مي گذرد . سليمان و دومان تا لحظه ء وصال به معشوق در جبهه همراه بوده اند و هر دو از قافله جامانده ... شايد دومان تاوان ترديد خود را مي پردازد ، ولي سليمان چون پرنده ايست که در پشت شيشه ها اسيرست ... اتصال او به باقيمانده ء دنيايش : فرزندش ... و همسرش ، ضربات شيشه است بر سر و بال او ، و هم اوست که راه رهايي را به دومان مي نمايد : اگه مي خواي ديوونه شي بايد شيشه بشکني ... يه شيشه ء بزرگ . بايد ديوانه شوي تا از عذاب عقل در امان باشي ... و دو بازمانده ء قافله با عصبيتي تمام به شيشه مي تازند ... و در نيمه شب بر بلمي در کنار ساحل مجروح و در حال مرگ مي نشينند تا ماموريت نيمه کاره شان را به پايان برسانند ... دومان براي آرامش سليمان با سنگ ماه را مي شکند ... قايق را به آب مي اندازد ... منورها فضاي تيره ء شب را شکافته و نوراني مي کنند ... و ديوانگان به قافله مي پيوندند .
خواهي که جمله جان شوي ---- تا لايق جانان شوي ---- ديوانه شو ،---- مستانه شو
انقلاب ديجيتال و سينما
در سالهاي پاياني قرن بيستم و بخصوص از سال ۱۹۹۱ ميلادي که زمزمه ء گسترش اينترنت در جهان اوج گرفت و حتي کمي پيشتر از آن ، عصر جديدي در حيات بشر آغاز شده بود : عصر « Hi-Tech » که اختصار عبارت High Technology بود يعني فن آوري اي که با وسايل و سيستم هاي تخصصي و پيشرفته سروکار دارد . در آن سالها تکنولوژي مزبور بسرعت پيشرفت کرد ، رشد يافت و به نحوي شگفت آور دست آوردهاي خود را بصورت ابزارها و وسايل و سيستم هاي خاص تکميل نموده و گسترش داد (و هنوز هم اين فرآيند را ادامه مي دهد) ، دسترسي به ابزارهاي جديد بانيان و مالکان اين تکنولوژي را به دوره اي جديدتر راند : عصر « Bi·o·Tech » که اين نيز اختصار عبارت Biotechnology است ، ... و کشتي همچنان براهش ادامه مي دهد .
اما همانگونه که عنوان شد پيشرفت و رشد تکنولوژي دوره ء Hi-Tech همه جانبه بود ، اين شکوفايي صنعت بشر را (همانند انقلاب صنعتي اواخر قرن هجدهم ) دوباره شکوفا کرد اين بار در عرصه ء ديجيتال ، ابزارهاي صنعتي و هنري تکامل يافتند و گسترده تر شدند .
اينترنت که خيلي سريع لقب شاهراه اطلاعاتي گرفت و قسمت اعظم مفاهيم تکنولوژي اطلاعات « IT »
(Information Technology) را بخود اختصاص داد ، وسيله اي شد براي ارائه ء مفاهيم و مطالب ادبي عموم انسانها ، ديگر نوشتن آرا و ارائه ء آن چون گذشته محدود و مصروف به گروهي خاص نبود ... کاربران بعضا در شبکه هاي داخلي و خارجي متني (اينترانت ، گوفر ، و امثالهم) و بعدا در جهان افسونگر وب (مثل همين وبلاگها) به نوشتن پرداختند . دامنه ء ادبيات و انتقال اطلاعات شخصي از محدوده ء قلم و کاغذ و چاپ به فضايي بسيار سهلتر و گسترده تر کشيده شده و خواهد شد . هنر سينما نيز در اين بين بي نصيب نماند ، سخت افزار و نرم افزارهاي متعددي در شاخه هاي مختلف اين هنر-صنعت پديد آمد . امکان فيلمبرداري و تدوين ديجيتال ، تسهيلات لابراتواري و استوديويي و ... ، پيشرفت تا بدانجا رسيد که نظريه ء جديدي بين علاقمندان و دست اندرکاران اين هنر-صنعت (سابقا) گرانقيمت پيدا شد : « توليد فيلم هاي ديجيتالي » . به زعم گروه اخير سينما براي توليد آثار خود ، منحصرا نيازمند به ابزار و استوديوهاي عريض و طويل و گرانقيمت سابق نيست ، دوربين هاي ديجيتال و ويديويي سبک و ارزان قيمت (که حتي قابل اجاره اند) در حکم قلمي در دست افرادي هستند که حرفي ، فکري ، يا مضموني براي تصويرکردن دارند . گرانقيمتي صنعت سينما ديگر هنر را به قربانگاه انديشه و احساس و مجيزگويي هاي اقتصادي اين صنعت نخواهد راند . از ديگر محاسن تکنيک ها و امکانات جديد ، انتقال بخش عظيمي از کارهاي تکنيکي سرصحنه به لابراتوار و پاي ميزهاي کامپيوترست ... همچنين امکان تهيه ء نسخه هاي n ميليمتري سلولوئيدي از کپي هاي ديجيتال . سينماگر مي تواند بي واهمه از برگشت سرمايه ، به شخصي ترين تجارب دست بزند .
از نمونه کارهاي خوب سالهاي اخير مي توان به فيلم کوتاه « تست دموکراسي » محسن مخملباف (اپيزودي از داستانهاي جزيره) اشاره کرد که با دوربين هندي کم کارشده ، يا « موج مرده » ابراهيم حاتمي کيا و « A.B.C افريقا » عباس کيارستمي که بصورت ديجيتال فيلمبرداري شده اند . فيلم دوم که به سفارش IFAD (وابسته به سازمان ملل) تهيه شده ، فقط در مدت ۹ روز فيلمبرداري شده است .
_____________________________________________________________________________
High technology
.n.
Technology that involves highly advanced or specialized systems or devices
Bi·o·tech
n. Informal.
Biotechnology
bi·o·tech·nol·o·gy
n.
1
The use of microorganisms, such as bacteria or yeasts, or biological substances
such as enzymes, to perform specific industrial or manufacturing
processes. Applications include the production of certain drugs, synthetic
hormones, and bulk foodstuffs as well as the bioconversion of organic waste and the use
of genetically altered bacteria in the cleanup of oil spills
2
The application of the principles of engineering and technology to the
life sciences; bioengineering