... از سينما و

"بمحض برخورد با بزرگترين عشق زندگی ، زمان متوقف می شود - "بيگ فيش

سه‌شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۲

بيست و دومين جشنواره فيلم فجر - برداشت ۲

"باج خور"

فرزاد مؤتمن - ۱۳۸۲

مشخصات فيلم

فيلم نوآر ... رسم عاشق کشی و ... شيوه شهرآشوبی


مؤتمن اخيرا در مصاحبه ای مدعی شده بود که فيلم جديدش يک فيلم نوآر است . فيلم نوآر از گونه (ژانر) های جذاب و دلپذير اکثر علاقمندان سينماست ، ولی آيا هيچگاه بدقت در خصوص ويژگی های اين ژانر انديشيده ايم ؟ فيلم نوآر چيست ؟

"فيلم نوآر" به گونه ای از فيلم های برآمده از سبک ادبی ناتوراليسم مبتنی بر رئاليسم اطلاق می شود و عبارتی فرانسوی و به معنای "فيلم سياه" است . در اغلب فيلم نوآرها شخصيت اصلی در موقعيتی که ناچار است از سر نااميدی تصميم بگيرد ، گرفتار می شود . تم اصلی اين گونه فيلم ها اغلب شامل جنايت ، خيانت ، و جفا است . در فيلم نوآرها اکثرا از سايه روشن های تند و کنتراست های خشن نور و تکنيکی که آن را "نورپردازی با نور کم" می نامند ، استفاده می شود . شخصيت های اصلی فيلم نوآرها اکثرا ضعيف و باسوابق تاريکند و شخصيت های ثانوی و فرعی نيز چندان بُعد و عمقی ندارند . صحنه های داخلی معمولا کم نور و تاريک و صحنه های خارجی نيز سرشار از جزئيات و عناصر صحنه اند . داستان فيلم نوآرها اکثرا غم انگيز و هوشيارانه و مالامال از احساس پوچی و بيهودگی زندگی شهری است . صداهای حاکم بر صحنه و نماهای نزديک از چشم قهرمانان در فيلم نوآرها مکرر به نظر می آيند . در اغلب فيلم نوآرها داستان از منظر قهرمانی مرد و خسته مطرح مي گردد که در کنار زنی خطرناک و مرگ آفرين يا وفادار و همدل قرار می گيرد و معمولا از سر جذابيت جنسی يا عشق به زن ، قهرمان مرد مرتکب اعمالی تبهکارانه می شود که در پايان منجر به گرفتاری يا مرگ هر دو می شود .

اکثر فيلم نوآرها دارای حال و هوايی سرشار از ماليخوليا ، يا مسخ ، بيزاری ، غم ، آگاهی از يک واقعيت نادانسته در گذشته ، بدبينی ، ابهام ، فساد اخلاقی ، تبهکاری ، گناه ، و جنون است . قهرمانان مرد اينگونه فيلم ها معمولا فاسد يا تبهکارند . شخصيت های زن نيز يا دوست داشتنی و وظيفه شناس و راستگو يا مايه مرگ ، مرموز ، زيبا ، خائن ، و مأيوسند . اکثريت بسياری از فيلم نوآرها از نظر توليد کم خرج بوده اند .

با توجه به تفاصيل فوق و نگاه به "باج خور" براحتی می توان دريافت که مؤتمن اغراق نگفته است . فيلم نوآرها با مشخصات فوق بيشتر در اوايل دهه ۱۹۴۰ و اواخر دهه ۱۹۵۰ ساخته شده اند ، آنهم بيشتر سياه و سفيد و در امريکا ، فيلم های بعدی اروپايی مثل "سامورايی" ژان پير ملويل و امثال آن نيز يا بسيار معدودند يا با تغيير ويژگی های اصلی به "نئو نوآر" تبديل شده و باز هم بيشتر مخصوص سينمای امريکا (مظنونين هميشگی) يا اروپا (لئون) هستند . اطلاق اين ژانر به فيلمی ساخته شده در ايران و توسط کارگردانی تازه وارد و ايرانی پس از سالها (قيصر ، رضا موتوری ، تنگنا) مي توانست ادعايی واهی قلمداد شود .

اسی (فريبرز عرب نيا) از زندان آزاد می شود ... آدم حاج توفيق درباره او بسيار شنيده و آمده تا او را نزد توفيق (ايرج نوذری) ببرد. اسی در نيمه راه پياده مي شود ... و به نزد يک رفيق (شاهد احمدلو) ، يک مکانيک ماشين های مستعمل ، مي رود ... با رسم رفاقتی مستعمل ! ... از آن رفاقت ها که برای آن جان می گذارند ... رفاقت هايی که تا همين چند وقت پيش ديگر فقط در فيلم های کيميايی می شد آنرا پيدا کرد ! ... توفيق نارفيق است و اسی را برای کشتن رعنا زنی جفاکار (نيکی کريمی) خوانده ... مزد کلان ... و زن زيبا ... شايد فقط انتخاب نيکی کريمی ، اشتباه مؤتمن در هدر دادن تعليق کوتاه مدت اجرای نقشه توفيق به دست اسی تا درگيری شبانگاه اسی با اوباش توفيق باشد . به زن خيانت شده ، همانطور که به اسی ... جفاکار اصلی توفيق است ، و اسی زخم خورده می گريزد ... حالا گرفتن اصلی هدف اين دو زن و مرد است . زن دکتری خلافکار (احمدی) را می شناسد که در معالجه زخم اسی از او کمک می گيرد . اسی به زن علاقمند می شود و ...

کادرها بيشتر مديوم شات ، نورپردازی تاريک و گرفته (با نور کم) ، صحنه های خارجي سرشار از نور تند و رنگ های گرم و عناصر صحنه مفصل ، ديالوگ ها مؤجز و بريده ، نگاه ها و چهره ها در کادرهای کلوز گويای احساسات ، دکوپاژ متمرکز بر کانون کادرها ، حرکات دوربين بطئی و آرام ، شخصيت مرد پرداخت شده و عميق و بقيه شخصيت ها سطحی و فقط حامل داستان ، داستان های فرعی بشدت محدود و منحصر به يک مورد (زندگی و گذشته زن) آنهم در حد روايت ، موسيقی متن سبک ، و ... شايد تنها تفاوت "باج خور" با مختصات فيلم نوآرهای کلاسيک امريکايی و اروپايی و ايرانی "رنگی بودن" آن باشد که آنهم با کنتراست های تند نور ِ سکانس های داخلی و خارجی ، باز اصولی و صحيح مورد استفاده قرار گرفته است . حضور پليس نيز در خلال فيلم و در جای جای صحنه ها با عبور اتومبيل های پليس از کنار شخصيت ها و مکان ها مورد تأکيد قرار گرفته تا حضور در فرجام پايانی را غافلگيرکننده و تصنعی ننمايد . بنا بر قواعد فيلم نوآر ، پايان کار اسی در همان آپارتمان محل اختفايی که از آن بيرون می زند رقم خورده ... روشن و خاموش شدن نورهای آبی و قرمز به مفهوم حضور پليس و پايانی توأم با فرود دراماتيک تلقی می شود . پليس همانگونه که در طول فيلم در حاشيه بوده ، در حاشيه می ماند و اسی در حقيقت فرجام خود را شکار می کند . اگر اسی چنين پايانی را نمی خواست ، چنين می شد ؟ فضای غمبار زندگی و احساس پوچی او در پايان همانست که در چنين فيلمی بايد رقم می خورد . اسلحه کف دفتر توفيق و تک فشنگش هم همينطور ، ابزار صحنه ای که پيچش دراماتيک جديدی را در خط داستانی وعده می دهد و هدايت کننده ء بخش بعدی داستان است .

"باج خور" ورای تمامی اين خصوصيات ، فيلم کم خرجی هم هست . مؤتمن ثابت کرده که با هزينه ساخت کم هم می توان اثری قابل اعتنا تهيه کرد ، فيلمی بی نياز از اسپانسورهای آنچنانی و متکی به خود برای جذب مخاطب و برگشت سرمايه .

بعد از "قيصر" و "رضا موتوری" کيميايی و"تنگنا" ی امير نادری و معدود فيلم های قابل اعتنايی که اکثرا نقش های اصلی آنها را بهروز وثوقی يا سعيد راد در سينمای قبل از انقلاب بازی کرده اند (و همگی هم به نوعی ملهم از همين سه اثر بوده اند) ، "باج خور" و اسی در قدوقواره ء يک فيلم نوآر ظاهر شده اند ، هرچند سينمايی نويسان به ملاحظاتی * بی اعتنا بگذرند . بد ، بد است و ايراد ، ايراد و ... خوب ، خوب . اشکالاتم در مورد "شب های روشن" (فيلم قبلی) مؤتمن را قبلا گفته ام . "باج خور" فيلم خوبی است . با "باج خور" بی مهر نباشيم ...

آب را گل نکنيم ، روی زيبا دو برابر شده است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - در آن شب پايان نمايش فيلم در جشنواره ، در تنفس پيش از شروع "بوتيک" ، در طبقه بالای سينما استقلال ، دود سيگارها غليظ بود و ليوان های نيمه خالی چای بر ميزها انبوه . سعيد عقيقی مطلوب نبوده و مؤتمن هم دوست او ... از مناسبات و سوابق بی اطلاعم ، ولی فيلم باعث سکوت و تأمل شده بود ، حداقل عده ای را در خود فروبرده بود ... چرا چنين سکوت هايی چنان سنگينند ؟!!

**- به يک نکته نيز حيفم می آيد که اشاره نکنم ، در بخشی از فيلم پسرکی دوره گرد ، پوستر بازيگران خارجی و ايرانی به اسی عرضه می کند و اسی از او پوستری می خرد . يک شوخی سينمايی که مؤتمن با علم به جذابيت آن ، با تأکيد دوربين موضوع را به رخ تماشاگر نيز می کشد.

  [ ۷:۵۸ ق.ظ. ] پيوند به اين مطلب