 | * «جاسوس تصادفی» (Accidental Spy) با بازی جکی چان و کارگردانی تدی چان مثل بسياری از کارهای ديگر چان جذاب و ديدنی و مفرح است . يک فروشنده لوازم ورزشی با دستگيری جاسوس دوجانبه ای اهل کشور کره بعنوان پسر او بر بالينش احضار می شود. کد رمزی را دريافت می کند و سر از استانبول درمي آورد. او حالا خيلی تصادفی درگير انواع سازمانهای جاسوسی و ضدجاسوسی است . |
 | * «در جستجوی نيمو» (Finding Nemo) پنجمين و جديدترين انيميشن کامپيوتری شرکت پيکسار سرشار از کامپيوتر گرافيک(CG) های دلپذير نوشته و کارگردانی شده توسط اندرو استانتون و با مديريت توليد جان لاستر کبير ، و پخش از جانب کمپانی ديسنی . با صدای آلبرت بروکس (بجای مرلين) ، الِن دِ جِنِرس (بجای دوری) ، الکساندر گولد (بجای نيمو) ، و ويلم دافو (بجای جيل) . بی نظير در گونه ء خود . سرشار از رنگهای شفافِ فسفری در دنيای پر ابهام و رازآلود اعماق اقيانوسها . با فانتزی های دلپذير و مخصوص بچه های ۷ تا ۱۰۷ ساله ! با داستانی از دنيای ماهی ها که بقول راجر ابرت "آنقدر انسانی است ..." که مارلين و دوری و نيمو و حتی بروس را جزو دوستان صميمی تان قرار می دهد. تماشای اين انيميشن را با کيفيت DVD توصيه می کنم تا چيزی از دنيای جذاب و سرشار از رنگ آن را از دست ندهيد. |
 | * «مردن برای ...» (... To Die for) با بازی نيکول کيدمن و يواخين فونيکس و مت ديلون به کارگردانی گاس ون سانت قالبی روايی و خبرگونه دارد و داستانی جنايی را بشيوه و سبکی کميک تعريف می کند. يک کار متفاوت. همه پيگير ماجرای قتل لاری می شويم و روايت افرادی را که به نوعی با او يا همسرش سوزان آشنا بوده اند (رو در رو با دوربين) می شنويم. "قضيه چطور به اينجا رسيد؟" عامل کشش ِ جذاب تعقيب فيلم است که البته بعضا" با ديالوگهای فراوان لازم برای شخصيت پردازی يکايک اين افراد اندکی از حوصله ء تماشاگر خارج هم می شود. بهرحال فيلم را می توان مسيری طبيعی برای نخل طلای کن ۲۰۰۳ «فيل» گاس ون سانت تلقی نمود. بازی نيکول کيدمن در نقش سوزانِ اين فيلم خارق العاده است ، ايفای نقش ويرجينيا وولف «ساعات» هم به اين ترتيب به سادگی از عهده ء او برمی آمده است. يک فرم ِ خوب که برای فيلمی ۴۵ دقيقه ای می توانست عالی باشد. |
 | * «جانی اينگليش» (Johnny English) با بازی روآن اتکينسون و کارگردانی پيتر هوويت يک کمدی نمای کاملا" بی مزه با سوء استفاده از پرسوناژ "آقای بين" است . ديگر بايد پذيرفت که اين اتکينسون نيست که کمدين معتبريست بلکه اين "بين" است که با رذالت های خُرد و خودخواهی ها و گاهی اوقات کودنی های ناپيدايش موقعيت های کميک می آفريند. |
 | * «چتری برای دونفر» با بازی های رضا کيانيان ، هديه تهرانی ، و شقايق فراهانی به کارگردانی احمد امينی فيلم متوسطی است که در يک نکته قافيه را باخته است : در يک فيلمنامه نبايد چند مضمون را با هم کار کرد ، همانطور که نبايد شخصيت های فيلمنامه را حول چند نفر گرد آورد . داستان بايد يک منظوره باشد . فيلم های هم جنايی ، هم خانوادگی ، هم رومانس ، يا هم ... خيلی خوب که از کار درآيند يک "B Movie" از خود بر جا می گذارند . |
 | * «ملکه مارگو» (Qeen Margot) با بازی ايزابل آجانی و دانيل اُتيِل به کارگردانی پاتريس شرو . يک فيلم درخشان در مهابت فرقه گرايی ها و تعصبات مذهبی . داستان فيلم روايتگر جنگ کاتوليک و پروتستان ها ، يک شاهِ زبون ، و قدرت طلبی زن مهيب ديگری در تاريخ (کاترين دو مديچی) ، اين بار در قرون وسطای فرانسه بين ۱۵۸۹ - ۱۵۱۹ ، است . فيلم در کادربندی ، نورپردازی ، فيلمبرداری ، دکوپاژ صحنه ها و ميزانسن بازيگران بی نظير است ، هر کادر چون تابلويی نقاشی مثال زدنی است ، خاصه در سکانس شاه شکار . پاتريس شرو که در سال ۲۰۰۳ رئيس هيئت داوران بخش مسابقه فيلمهای بلند جشنواره کن بود در سال ۱۹۹۴ بخاطر اين فيلم نامزد دريافت جايزه سزار (معادل اسکار سينمای فرانسه) شد و جايزه ويژه هيئت داوران کن ۱۹۹۴ را بخاطر آن دريافت کرد . هرچند در مضمونِ داستان ، پروتستانيزم بشدت عمده و پررنگ شده ولی اين يکسونگری چيزی از ارزش های فيلم نمی کاهد . |
 | * «هويت» (Identity) با بازی جان کوزاک و ری ليوتا و به کارگردانی جيمز منگولد . يک تريلر-ميستری متوسط با تم روانشناسانه ، با گره ء دراماتيک نو ولی نه چندان حيرت آور . شايد شمارش معکوس قتل های فيلم بدون جلوه های ويژه ء تعليقی با کادرهای بيشتر باز و عدم غافلگيری ِ مناسب ، از لحاظ فرم آهنگ و ريتم مشابه اضافی دارند و بر خلاف اکثر فيلم های اين ژانر موسيقی اصلا به کمک فضاسازی حتی در حداقل اندازه های لازم نمی آيد . شخصيت ها در پرده ء دوم (بخش ميانی فيلم) محکوم به مرگند و قاتل در پيشرفت داستان با هيچ مانعی برخورد نمی کند . در مضمون داستان و در معمای آن ريزه کاری های خوبی وجود داشته مثل : هويت ميهمانان متل ، يا پشت پيراهن رودس (ری ليوتا) ، يا اشاره های خفيف به علت ترک شغل پليس توسط اِد (جان کوزاک) و ... که همگی بواسطه ء عدم تسلط منگولد به سادگی از کف رفته اند . |