گزارش روزنامه "ايران" از اولين روز فعاليت "سينما پايتخت"
ربع قرن انتظار برای افتتاح يك سالن سينمای جديد
* اين سينما ۵۷۰ صندلی و ۷۰۰ متر زيربنا دارد !

________________________________________________
تقديم به همت والای يك علاقمند راستين سينما
به مناسبت افتتاح نخستين سالن سينمای پس از انقلاب
شايد يك لينك و اطلاع دادن به لزوم استفاده از فونت نيمروز برای خواندن مطالب سايت روزنامه ايران برای درج اين خبر كافی مينمود . ولی اول به دليل احتمال هرچند بسيار كم انصراف خواننده ای از پيگيری مطلب و دوم به احترام عشق آقای فريور دماوندی و مرحوم پدرشان به سينما و سوم بواسطه علاقه خودم كه از جنس علاقه هم ايشان به سينماست و چهارم بعنوان ادای احترام اين صفحه ناچيز روی وب به اين عزيزان و اين حركت و در تاييد آن ، دوباره متن روزنامه ايران را به فونت يونيكد در اينجا تايپ كردم . باشد تا افتخار به ثمر نشستن تلاش مرحوم فريور دماوندی در اين نقطه عجيب عالم نيز بدرخشد . بهرحال می توانيد اصل و عين اين خبر را كه متعلق به روزنامه ايران شماره ۲۴۸۸ مورخ پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۲ ﴿صفحه آخر﴾ است ، در اين پيوند بيابيد . توجه داشته باشيد كه مطالب سايت مزبور را با فونت "نيمروز" بايد بخوانيد .
________________________________________________
گروه فرهنگی - بهمن عبداللهی : سينما "پايتخت" تنها سالن راه اندازی شده پس از انقلاب در تهران ، پس از چندبار به تعويق افتادن ، عاقبت از روز سه شنبه به بهره برداری رسيد و طی يك مراسم ساده ، كار خود را آغاز كرد . ساكنين محدوده ميدان هفت تير و رهگذران در سالهای اخير فعاليت های يك مجتمع را در تقاطع خيابان شهيد مفتح و ملايری پور شاهد بودند آنها معمولا" از خود می پرسيدند "اينجا چه امكانی برای شهروندان فراهم خواهد شد؟"
در واقع انتظار راه اندازی يك سينما ، از روزهای قبل از برگزاری جشنواره فيلم فجر سال ۸۱ ايجاد شد. در واقع انتظار راه اندازی يك سينما ، از روزهای قبل از برگزاری جشنواره فيلم فجر۸۱ ايجاد شد . البته آن روزها اين امكان فراهم نشد ، اما مدتی بعد تابلويی با عنوان "سينما پايتخت نوروز ۸۲ افتتاح می شود" بالای سردر اين ساختمان قرار گرفت . اين وعده هم در نهايت عملی نشد و كار به خرداد ماه كشيد .
وقتی با علی اكبر فريور دماوندی از مالكان سينما صحبت می كنيم به انتظاری بيش از چند ماه و چند سال می رسيم ، او می گويد : " مرحوم پدرم در سال ۱۳۴۵ مجوز ساخت اين سينما را گرفت ، او در سال ۴۷ موفق به زدن كلنگ ساخت شد و تا سال ۵۶ عليرغم فقر مالی ، مزاحمت های شهرداری و كهولت سن مراحل ساخت را پی گرفت".
دماوندی كه سالها در امريكا به سر برده به ما می گويد كه در آنجا با عنوان استاد رشته ارتباطات مشغول به تدريس بوده اما حالا مصمم است تا اينجا را به مثابه يكی از بهترين سينماهای تهران مديريت كند .
بعدازظهر سه شنبه در حالی كه تصويری از آنتونی باندراس در فيلم "سيزدهمين مبارز" بر سردر سينما نقش بسته ، فعاليت اولين روز سينما به ميهمانان ، اعضای فاميل ، و اهالی سينما اختصاص دارد .اما در ساعت ۱۹:۳۰ كه مراسم ساده افتتاحيه برگزار می شود ، خبری از هيچيك از مسئولين سينمايی ، مديران خانه سينما ، و هنرمندان در سالن نيست . در باره مراسم افتتاحيه می پرسيم ، مدير سينما می گويد : "اگر از مسئولان وزارت ارشاد يا خانه سينما كسی بيايد ، سخنرانی كوتاهی خواهيم داشت و اگر نيامدند ... كه هيچ !" با نگاهی گذرا به ميهمانان تنها بيژن امكانيان ، نظام الدين كيايی ، حسين فرحبخش و يكی دو تن از كاركنان بخشهای مختلف وزارت ارشاد ديده می شوند . مدير سينما می گويد : "آقای مجد بيگدلی رئيس انجمن سينماداران در سفر خارج است و فواد نور معاون ايشان نيز در بيمارستان بستری است".
چند دقيقه مراسم افتتاحيه صرفا" با سخنان كوتاه دماوندی برگزار می شود . پيش از مراسم از او شنيديم كه اين سينما ۷۰۰ متر زيربنا ، و ۵۷۰ صندلی و پرده ای در قطع ۱۵ در ۸ متر دارد . او درباره فقدان پاركينگ برای سينما آنهم در اين خيابان و منطقه شلوغ به ما گفت : "زمانی كه پدرم سينما را می ساخت ، محدوده هفت تير خالی از سكنه بود و اطراف آن زمين خالی بود . شايد آن روز كسی به اين همه اتومبيل فكر نمی كرده است" .
بعد از آنكه دماوندی پشت تريبون چند كلمه ای از عشق و علاقه اش به سينما می گويد ، از پله ها پايين می آيد و فيلم "سيزدهمين مبارز" بر روی پرده نقره ای جان می گيرد . چقدر جذاب است كه به جای صفحه كوچك تلويزيون آنتونی باندراس را روی پرده می بينيم آنهم در حالی كه فارسی حرف می زند .
پايان