يك سكانس افتتاحيه تمام عيار
نوشته : ماريو پوزو ، فرانسيس فورد كاپولا
نسخه سوم نوشته شده برای كمپانی پارامونت - ۲۹ مارس ۱۹۷۱
* داخلی ، روز ، دفتر "دُن" ﴿تابستان ۱۹۴۵﴾ -
آرم كمپانى پارامونت بر زمينه ای سياه نمايش می بايد . لحظه ای مكث ، زمزمه ء كلماتی كوتاه به گوش می رسد و در همين حين با حروف سفيد كلمه زير بر پرده ظاهر می شود :
پدر خوانده
همانطور كه اين حروف بر پرده باقی هستند ، می شنويم : "من به امريكا اعتقاد دارم " . ناگهان تصوير نزديكی از " آمِريگو بوناسِرا " را می بينيم ، مردی ۶۰ ساله ، بسيار مضطرب .
بوناسرا : امريكا مايه خوشبختی من شده .
همينطور كه به سخنانش ادامه می دهد ، كادر شروع می كند به وسيعتر شدن .
بوناسرا : دخترم را به سبك امريكايی بزرگ كردم ؛ بهش آزادی دادم ، ولی يادش دادم كه هيچوقت خانوادش رو بی آبرو نكنه . يه دوست پسر پيدا كرد ، ايتاليايی نبود . باهاش رفت سينما ، و بعضی شبها تا ديروقت بيرون موند . دو ماه پيش با ماشين رفتن بيرون با يه پسره ديگه . وادارش كردن ويسكی بخوره و سعی كردن ازش سوء استفاده بكنن . اون مقاومت كرد ، آبروش رو حفظ كرد . برای همين زدنش ، دماغش شكست ، آروارش خرد شد و با سيم استخوانهای آروارش رو بهم وصل كردن ، اون از درد حتی نمی تونست گريه كنه .
... او بسختی می تواند حرفهايش را ادامه دهد ، گريه می كند .
بوناسرا : مثل يه امريكايی خوب رفتم پيش ِپليس . دو تا پسر جلب شدن و به دادگاه رفتن . قاضی به سه سال حبس محكومشون كرد ، و حكم را بحالت تعليق درآورد . همون روز آزاد شدن . مثل يه احمق تو دادگاه ايستاده بودم ، و اون حرومزاده ها به من خنديدن . همون موقع به زنم گفتم برای عدالت بايد بريم پيشِ پدرخوانده .
... در اين لحظه ، تصوير كامل شده و ما دفتر " دُن كورلئونه " در منزلش را می بينيم . آفتاب گير پنجره ها بسته اند ، و بهمين خاطر اتاق تاريك است و همراه با سايه های وسيع . بوناسرا را از خم شده تا روی شانه ء دُن كورلئونه می بينيم . "تام هاگن" كنار ميز كوچكی نشسته و با مقداری كاغذ ور ميرود ، و "سانی كورلئونه" كم حوصله در حاليكه گيلاسی شراب می نوشد ، كنار پنجره ايستاده است . صدای جمعيتی زياد ، توأم با خنده و موسيقی را از بيرون می شنويم .
دُن كورلئونه : بوناسرا ، سالهاست همديگر رو می شناسيم ، ولی اين اولين باره كه برای كمك به سراغ ِ من آمدی . آخرين باری رو كه مرا برای قهوه به خانه ات دعوت كردی يادم نمياد ... حتی با وجودی كه زنهايمان با هم دوستند .
بوناسرا : از من چه ميخواهی ؟ هرچه بخواهی ميدم ، ولی كاری رو كه می خوام انجام بده !
دُن كورلئونه : و اون چيه بوناسرا ؟
... بوناسرا در گوش دُن نجوا می كند .
دُن كورلئونه : نه . اين زياده خواهيه .
بوناسرا : من عدالت می خوام .
دُن كورلئونه : دادگاه عدالتِ تو رو داد .
بوناسرا : چشم در برابر ِ چشم .
دُن كورلئونه : ولی دخترت هنوز زنده است .
بوناسرا : پس همون طوری كه زجرش دادن زجرشون بده . چقدر بايد پول بدم .
... هاگن و سانی هر دو جا می خورند .
دُن كورلئونه : هيچوقت به حفاظت خودت بوسيله ء دوستان واقعی فكر نكردی . فكر كردی امريكايی بودن كافيه . بسيار خوب ، پليس ازت حمايت ميكنه ، دادگاه و قانون هست ، پس به دوستی مثل من احتياجی نداری . اما حالا آمدی پيش من و می گويی دُن كورلئونه بايد عدالت را برايم اجرا كنی . و محترمانه و دوستانه هم اين را نمی خواهی . حتی پدرخوانده هم خطابم نميكنی ؛ بجای همه ء اينها روز عروسی دخترم آمدی خانه ء من و از من می خواهی برای پول مرتكب جنايت بشوم .
بوناسرا : امريكا برای من خوب بوده ...
دُن كورلئونه : پس عدالت قاضی را قبول كن ، شيرينی و تلخی با همه بوناسرا . اما اگر با دوستی و صداقت بسراغم بيايی ، آنوقت دشمنانت دشمنان من هستند ، و بهمين واسطه ، به من اعتماد داشته باش ، از تو وحشت خواهند كرد ...
... به آهستگی ، بوناسرا سرش را خم كرده و زمزمه می كند
بوناسرا : دوست من باش .
دُن كورلئونه : خوب شد . از طريق من عدالت رو به چنگ مياری .
بوناسرا : پدر خوانده . ... و دست دُن كورلئونه را می بوسد .
دُن كورلئونه : يك روز ، كه ممكنه هرگز نياد ، خبرت می كنم تا در مقابل خدمتی را برايم انجام بدهی .
... بوناسرا از اتاق خارج می شود . دُن رو به هاگن وكيل خانواده كرده و آرام با او سخن می گويد .
دُن كورلئونه : دنبال كار اين آدم رو بگير ، افرادی را ببر كه زياد احساساتی نشن ، نمی خواهم بكشند . می خواهم همانطور كه خودش خواست يه كم عذابشون بدن .
<... پايان سكانس .>
در اين سكانس كه شايد چند دقيقه بيشتر طول نمی كشد ، اطلاعات و فضای مفصلی از فيلم بعنوان افتتاحيه در اختيار تماشاگر قرار می گيرد :
۱ - مكان امريكاست .
۲ - با ايتاليايی های مهاجر به امريكا مواجهيم .
۳ - دُن كورلئونه متنفذی قدرتمند و قلدر مآبی ايتاليايی است ، پدرخوانده . با پيش زمينه های ذهنی تماشاگر : با رهبر قدرتمند يك خانواده ء مافيايی روبروييم .
۴ - عدالت و قانون امريكا هرچند در دست متنفذين است ، ولی با مهاجرين نيست .
۵ - مافيا صاحب قدرتی متفاوت و مجزاست .
۶ - دُن كورلئونه قدر و قيمت قدرت خود را می داند ، او قدرت را برای پول خرج نمی كند . معوض می گيرد .
۷ - بوناسرا با پليس نزديك است و متنفذ ... دُن كورلئونه بايد مثل او زياد داشته باشد .
۸ - روز عروسی دختر دُن ويتو است .
و فضای فيلم ...
۹ - به شهادت كركره های چوبی بسته ء پنجره ها و نور داخل اتاق ،فضای فيلم سنگين و سياه است .
۱۰- زور و قانون ﴿به شهادت اعمال پرسوناژهايی چون سانی و تام﴾ در اختيار خانواده ء كورلئونه است .
۱۱- و ...
دقت كنيد تمام اين معانی و حال و هوا و پيش زمينه ها و معرفی ۳ شخصيت اصلی فيلم ﴿دُن ويتو كورلئونه "مارلون براندو" ، سانی كورلئونه " جيمز كان" ، تام هاگن" رابرت دوال"﴾ فقط ظرف چند دقيقه از شروع فيلم و با ۲۰ قطعه ديالوگ . آيا اين معنايی غير از شاهكار دارد ؟