برداشت ۱ - جشنواره ۲۱
«دست خدايی» («دخالت اللهی»)
يدٌ اللهيه - Divine Intervention
۲۰۰۲
مشخصات کامل فيلم
برنده ء جايزه ء فيپرشی و ويژه ء هيئت داوران ، و کانديد نخل طلای جشنواره کن ۲۰۰۲
برنده ء جايزه ء هوگوی نقره ای ويژه ء هيئت داوران جشنواره بين المللی فيلم شيکاگو ۲۰۰۲
برنده ء جايزه ء بهترين کارگردانی از جوايز فيلم اروپا ۲۰۰۲
نظری به معضل فلسطين از منظری داخلی
اليا سليمان فيلمسازی است فلسطينی متولد ۱۹۶۰ که در سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۳ در امريکا زندگی کرده و به تدريس در دانشگاه های آن ديار پرداخته است . او در سال ۱۹۹۴ به تشويق اتحاديه ء اروپا به بيت المقدس رفته تا رشته ء سينما و رسانه ها را در دانشگاه بيت الزيت برپا نمايد .
او فلسطين را بعنوان يک فلسطينی از داخل می بيند ، با نگاهی خاص و معترض . به نظر او ، اين اسرائيليها نيستند که چنان قدرتمندند . سليمان هجويه ای ساخته بر آداب و رفتارهای اجتماعی ريشه دار و به روايتی فرهنگ اجتماعی فلسطينيان . بی تفاوتی سنتی ، خودخواهی و لجاجت ، يک پايی ابدی مرغ اين مردم ، و اصرار به تکرار مکرر روزمرگی های يوميه ، ... حتی عادات بد . او در «دست خدايی» سمبليک و موجز با چيدن سراميک هايی (وقايعی) هر چند ريز ولی در کل فراهم آورنده ء يک فرسکِ بزرگ از مردم فلسطين همانگونه که هستند ، عمل می کند . او از برخی دلايل عدم پيروزی فلسطينيان در نبرد با نيروهای اسرائيل می گويد و انصافا" نقدی منصفانه دارد و در اين راه بيانی طناز با ريتمی تند را بکار گرفته است .
فلسطينيان در بيت المقدس (اورشليم) به زندگی مشغولند . دشمنی با مسيحيان بوسيله ء تعقيب نمادين سانتا کلاوس پوش کريسمس توسط جوانان فلسطينی بيان می شود ، و مبارزه ء شخصی مردم با صهيونيست ها در واکنش پيمانکار راه سازی فلسطينی که از ماموران اسرائيلی با پرتاب بطری هايی که به زحمت و مداومت و مرارت بر بام خانه اش جمع کرده استقبال می کند ، تجلی می يابد . اما روابط مردم با مردم ، خصلت های مردم در روابط با يکديگر ، و ... به شيوه ای موازی و بصورت تک مضراب هايی کميک طرح می شود : مردی که کيسه زباله های خود را به حياط همسايه پرتاب می کند ، زنی که دائما حياط خانه ء خود را تميز و مرتب می کند ولی هيئت کثيف و آشفته ء حياطش تغيير نمی کند چون آشغالهای نتيجه ء جارو را در وسط حياط می ريزد يا چوبها را در وسط باغچه ء خالی از گل وگياه می سوزاند ، همسايه ای که اتومبيلش را جلوی پارکينگ منزل سليمان پارک کرده و نحوه ء پاسخگويی او به در خواست جابجايی ، سليمان اعتراض خود به اين مناسبات را با کندن پلاک اتومبيل اين همسايه تجلی می بخشد و هجو ادامه می يابد . جوان فلسطينی به نمايش زيبای تواناييهای فردی خود در فوتبال می پردازد ، ولی پيمانکار مبارز بمحض افتادن توپ او بر بامش ، چنانکه گويا از قبل آماده بوده ، توپ فوتبال را پاره می کند . در اعتراض به اين بی مهری ملی تصوير خارج قاب کتک زدن پيمانکار توسط پدر سليمان را داريم ... و متعاقب اين ماجرا اصرار پسر جوان در توپ بازی به همان شيوه و در همان محل را ... گويی بی تفاوتی و لجاجتی بين اين مردم جريان دارد ، به پيرمردان آرام و نظاره گر نشسته بر بام در اين سکانس توجه کنيد . گمشدن دخترک توريست و کمک خواستن او از پليس اسرائيلی و کمک گرفتن پليس از جوانک چشم بسته ء دستگير شده ء فلسطينی ... نحوه ء راهنمايی آنها ... تکرار گمشدگی دخترک و فرار جوانک فلسطينی ... خراب کردن راه بازسازی شده توسط اسرائيليان بوسيله ء پيمانکار و نهايتا در چاله افتادن چرخ اتومبيلی که از آن راه ساخته شده ء پيمانکار (بواسطه ء کمی عرض مورد اعتراض اسرائيليان) می گذرد و ... و ... همه و همه انتقادی است از اين فرهنگ عامه .
سليمان زنی فلسطينی اهل رام الله را دوست دارد و به سبب ممنوعيتها ، مکررا او را در پارکينگ مجاور به مقر بازرسی نظاميان اسرائيلی مستقر بين بيت المقدس و رام الله ، در حد فاصل بين دو شهر ، ملاقات می کند . معاشقه ء اين دو تماشای رفتار نظاميان اسرائيلی است با رهگذران ، زن با نگاهی معترض ، هوشمند ، و گويا کاملا واقف به امور و مرد با نگاهی مايوس و شيشه ای ... و دست آخر اين اليا سليمان است که کاری می کند : بادکنکی با تصوير ياسر عرفات را از سقف ماشينش به هوا می فرستد ، انفعال و استيصال اسرائيليان در مواجهه با بادکنک و پرواز و اوج گيری بادکنک بر فراز بيت المقدس و صعود آن تا بلندای مسجدالقدس گويای پوشالی بودن قدرت صهيونيست هاست ، همان ماشين جنگی ای که تانک عظيمش با پرتاب يک هسته ء هلوی سليمان از پنجره ء ماشين به بيرون چونان منفجر می شود . ولی کدام «دست» بايد اين هسته را پرتاب کند يا آن بادکنک را به آسمان بفرستد ، دست مردمی که انفعال آنها را از هر صنف می بينيم يا «دست خدايی» ؟
سليمان و محبوبش به ديدن خانه ء او می آيند ، و زن ... همسايه ء صهيونيست سليمان را می بيند ، هم او که بمب آتشزای فلسطينيان را به سادگی و با کپسول آتش نشانی خاموش می کند و رگبار مبارزان فلسطينی فقط به شيشه های خانه اش آسيب می رساند . او از خانه ء سليمان می رود با نگاهی خشمگين به صهيونيست ها ، نگاهی که بوی مبارزه می دهد . همان نگاهی که سليمان در بازگشتی سرخورده از واکنش انفعالی هموطنانش نسبت به رفتار نظامی اسرائيلی به صهيونيست متعصب اتومبيل کناری در پشت چراغ قرمز می اندازد . ظرافت ساختاری و قريحه ء طناز سليمان به گونه ای کاملا يکدست و با توازن در سراسر فيلم جاريست ، هر سکانس و بخش فيلم مفهومی جداگانه ولی مکمل موضوع اصلی را دارد . سليمان با مضمون نواری که با وسواس در زمان نگاه به صهيونيست پشت چراغ قرمز انتخاب می کند ، گونه ای نوگرايی رفتاری را علاج می داند ، با اعتراضش به خصلت بی تفاوت و خودخواه فلسطينيان ، نوعی وفاق و تجديدنظر رفتاری ملی را لازم مي داند و در نهايت معتقد به حرکت است و خروج از انفعال ... از تصوير ثابت خارج شدن و حرکت کردن ... و معتقد است اگر چنين حرکتی صورت پذيرد می تواند خاصيتی فوق تصور و پيروز داشته باشد . او عامل اين تصحيح و حرکت را «دست خدا» می نامد . سليمان در سکانس ماقبل آخر ، زمانی که نظاميان اسرائيلی کاملا هماهنگ و موزون با سلاح های فوق مدرنشان در ميدان تيز به سوی تصاوير ثابت دختر مبارز فلسطينی (کاملا سمبوليک : زن به مثابه زايندگی ، چفيه به مثابه فلسطينی بودن ، و اقتدار به مثابه قدرت مردم و ...) شليک می کنند ، ميزانسنی کميک و در عين حال بسيار قدرتمند و رسا می آفريند . آنجا که دخترک عرب که باز بصورت تمثيلی همان محبوب سليمان است (و بعد از ترک خانه ء سليمان و عشق شخصی اش ، ديگر به ديدار سليمان نيامده و حالا در هيئت محبوب ملت فلسطين ظاهر می گردد) چون نينجايی تمامی سلاح ها و قدرت نظامی (نماد هليکوپتر) صهيونيست ها را منهدم می سازد ، آنجا که گلوله های اسرائيليان چون تمثال قديسی در آسمان سر او را در ميان می گيرند و آنجا که سپر آينه وار او چون بومرنگی برگرد فرمانده ء اسرائيلی گشته و هليکوپتر دشمن را نابود می کند ، همانجا که سنگهای فلاخن انتفاضه ء او تمامی نظاميان دشمن ِ مسلح و منظم را هلاک ساخته و نقش پرچم ِ فلسطين را بر خاک ترسيم می کند . کارگردان در عين اين حرکات ، طنز خود را نيز حفظ می کند تا به يکپارچگی اثر آسيبی نرسد .
سليمان در پايان فيلم پس از مرگ پدر که نماد سخت سری (و نه سر سختی) ديرينه ء فلسطينی هاست - به گواهی ايستادن های مکرر در برابر دوربين در کنار ماشين ، در زمان جوشکاری ، در تماشای کارت پستالها در آشپزخانه ، در سيگار کشيدن (سکانس کشيدن سيگار توسط تمامی افراد حاضر در بيمارستان واقعا بی نظير و به مفهوم اصرار اين ملت به تکرار عادات حتی بد خصوصا در بدترين شرايط است) و ... - در کنار مادر به گونه ای نمادين منتظر می ماند ، منتظر به درجه ء انفجار رسيدن ديگ زودپز تحمل ملتش . اين انتظار کی به سر خواهد آمد ؟
راستی چه چيزی مايه ء غلبه و استيلای اسرائيلیان صهيونيست است ؟ زرادخانه هايشان ؟ جمعيت کثيرشان ؟ يا ... کيسه های زباله ای که فلسطينيان به خانه ء هم می اندازند ؟ ... يا اتومبيلی که در برابر پارکينگ منزل همسايه پارک می کنند ؟ ... يا انفعالی که در مواجهه با ماموران صهيونيست بروز می دهند ؟ ... يا مبارزه ای که امثال پيمانکارها بدان مشغولند ؟!!
پايان