شغل : كارگردان ، سناريست ، تهيه کننده
متولد : 1921 رم در ايتاليا
وفات : 30 آوريل 1989
___________________________________
سرجيو لئونه فرزند وينچنزو لئونه کارگردان سينمای صامت ايتاليا ، در سال ۱۹۲۱ در رم متولد شد . در اواخر دهه 1940 و اوايل دهه 1950 دستياركارگردان بسياري از فيلم های ايتاليايی بود. او در تاريخ سينما بيشتر به خاطر خلق ژانر (گونه) وسترن اسپاگتی (اصطلاحی برای وسترن های ايتاليايی ساز) معروف است . او عقيده داشت : "فيلمهای وسترن در روانشناسي غرق شده اند ، غرب بوسيله مردان خشن و ساده بنا شده و همين قدرت و سادگی است كه من سعی در بازسازي آن در فيلم هايم دارم" . اپراهای "اسلحه و خورشيد" لئونه هنرپيشگان امريكايی متعددی رابه سينمای وسترن اسپاگتی كشاند كه شاخص ترين شان كلينت ايستوود بود. وی پس از ساخت چند فيلم حماسی مربوط به روم باستان («آخرين روزهای پمپی» ۱۹۵۹ - «کولوسوس اهل رودوس» ۱۹۶۱ - و «سودوم و گومورا» ۱۹۶۲) ، تصميم به ساخت نسخه ء وسترنی از روی فيلم «يوجيمبو» سامورايی افسانه ای آکيرا کوروساوا گرفت و در سال ۱۹۶۴ آنرا با بازيگری ستاره ء ناشناس آن زمان «کلينت ايستوود» و با عنوان «مشتی پر از دلار» (A Fistful of Dollars) (در ايران : «بخاطر يک مشت دلار») روی پرده فرستاد . لئونه در اين فيلم بخش اعظم سبک خود ، هم در چيدن ميزانسن هاي پيچيده و هم در کاربرد موسيقی يوجيمبو وار انيو موريکونه (که در عين حال هيچ تشابهی با موسيقی فيلم کوروساوا نداشت) را پيدا کرد . «مشتی پر از دلار» ژانر وسترن اسپاگتی را پديد آورد که بعدها بيش از ۲۰۰ فيلم را در خود جای داد . وجوه اشتراک فيلم های اين گونه عبارتند از :
۱ - با سرمايه و توسط سينمای ايتاليا ساخته می شدند .
۲ - اغلب در اسپانيا فيلمبرداری می گرديدند .
۳ - قهرمانان اين فيلم ها قاتلينی گمنام و با اعتماد به نفس فوق العاده بودند .
۴ - موسيقی متن اين فيلم ها يا توسط انيو موريکونه يا به سبک وی و توام با صدای شليک گلوله ساخته می شد .
«سبک لئونه» خيلی زود از «سبک کوروساوا» به سبک شخصی خودش تبديل شد . در سبک لئونه ترکيب تدوين و موسيقی موريکونه اوج های حسی باورنکردنی ای را خلق می کنند . حرکات دراماتيک دوربين ، و کلوزآپ های متعدد از چشمان کارآکترها در حکم علامت تجارتی کارهای او بحساب می آيند . بعد از «مشتی پر از دلار» لئونه «به خاطر چند دلار بيشتر» را در سال ۱۹۶۵ ساخت و «خوب ، بد ، و زشتِ» فوق کلاسيک وی در سال ۱۹۶۶ دو فيلم قبلی او را به عنوان يک سه گانه (تريلوژی) تکميل کرد . تريلوژی بخاطر وجه اشتراک موضوعی ، بازی کلينت ايستوود در نقش اصلی ، و بی نام و نشان بودنش در هر سه فيلم .
فيلم بعدی لئونه در ۱۹۶۸ ساخته شد : «روزی روزگاری در غرب» . اين فيلم که در ايران با عنوان «داستان بزرگ غرب» نشان داده شد ، جدايی پروازگونه ای باشکوه از سطح قبلی وسترن های لئونه است . فيلم در عين اينکه از لحاظ سبک يک وسترن اسپاگتی تمام عيار است ، با دقت و زيبايی بی نظيری کارگردانی شده است ، ظرافتی که فقط موسيقی موريکونه می توانست آنرا به کمال برساند . «روزی روزگاری در غرب» گامی به جلو در فيلمسازی برای لئونه بود . لئونه در ساخت اين فيلم از داستان داريو آرجنتو و برناردو برتولوچی استفاده کرد .
صحنه ها و سکانس ها آرام ، زيبا ، و در عين حال پر قدرت اند . فيلم ادای احترامی است به صداقت و سادگی غرب قديم که از همان آغاز فيلم بواسطه ء «پيشرفت» محکوم به فناست . اين فيلم بيش از ساير فيلم های لئونه بايد در کادر «وايد اسکرين» ديده شود ، زيرا پن های طولانی دوربين و قطع های تند در لحظات بسيار حساس اگر بدرستی و کمال ديده نشوند ، حس تماشاگر را مختل می کنند . فيلم از کمال ساختاری برخوردارست و لذا بايد با فورمت کامل ديده شود .
لئونه پس از «روزی روزگاری در غرب» فيلم متفاوتی از نوع وسترن اسپاگتی ساخت . فيلمی که به مزدوران و انقلاب می پرداخت : «مشتی پر از ديناميت» (داک ، ای بی معرفت) . ژانر اين فيلم را «وسترن زاپاتايی» نام نهاده بودند که اگرچه لئونه مبدع آن نبود ولی «مشتی پر از ديناميت» از به يادماندنی ترين فيلم های اين ژانر است . از ديگر فيلم های بزرگ وسترن زاپاتايی فيلم «! Burn» با بازی مارلون براندو است .
فيلم های «نام من هيچکس» در ۱۹۷۳ با داستانی از داميانو داميانی و ارنستو گاستالدی بطور مشترک با تونينو والری و «نابغه ، دو رفيق ، و يک احمق» در ۱۹۷۵ با مشارکت وی در کارگردانی و بر اساس طرح هايی از او ساخته شد ، ولی اوج کار لئونه عملا" سيزده سال پس از آخرين کار رسمی او يعنی «مشتی پر از ديناميت» ارائه شد :
«روزی روزگاری در امريکا» - Once Upon a Time in America
لئونه در ۱۹۸۴ پس از سيزده سال کار مداوم دومين شاهکار خود را با بازی رابرت د نيرو و جيمز وودز خلق کرد . اين فيلم تقريبا چهار ساعته (دقيقا" ۲۳۸ دقيقه) است و برای پخش در امريکا بنحو بيرحمانه ای قصابی شد ! نسخه ء آمريکايی بدليلی عجيب و مبهم همچنان و هر از گاهی در A&E به نمايش در می آيد . عجيب و مبهم چون زمان شکسته ء تدوين لئونه سرراست گرديده و فيلم با توالی مرتب زمانی از کودکی تا انتها بدون رفت و برگشت های زمانی کارگردان به نمايش در می آيد و با اين ترتيب ديگر اين نسخه نه هنريست نه سرگرم کننده ! بهرحال نسخه ء مورد تاييد و علاقه ء كارگردان كه در جشنواره كان به نمايش درآمده بود بعدا" پخش شد و درحال حاضر حتی در امريكا نيز اين نسخه بصورت ويديويی و DVD در دسترس عموم ميباشد . فيلم "روزي روزگاري درامريكا" در جشنواره كن 1984 بسيار بحث انگيز بود . لئونه برای اين فيلم جوايز اول بهترين کارگردان سال ۱۹۸۵ جشنواره ء جيفونی ، دوناتللو ، و سنديکای ملی سينمايی نويسان ايتاليا را از آن خود نمود و در همان سال کانديد دريافت جايزه ء گلدن گلوب و بافتا بهمين خاطر نيز بود .
فيلم برای لئونه پروازی ديگر بود و به گنگسترهای يهودی حاشيه ء جنوب شرقی نيويورک می پرداخت . ساخت فيلم کند و آرام ، با زمان شکسته و سيال در جريان زمان ، درخشان ، بی عيب ، و کوبنده است . اين فيلم بهترين داستان را در بين فيلم های لئونه داشته و يک عمر نبرد گنگستری را با محيط تبهکارساز خود به نمايش می گذارد .
...
در فيلمهای از "خوب ، بد ، و زشت " به بعد او ، نوعی سراميک چينی داستانی بسيار درخشان كه تعبير كامل دراماتيزه كردن فيلم در سينما تلقی ميشود بكار رفته و تماشاچی با دريافت حلقه های متعدد از يك زنجير ، در پايان فيلم حلقه ء گمشده را پيدا نموده و داستان را جمع بندی ميكند (گره ء دراماتيك گشوده ميشود) . نگاه كنيد به فلاش بكهای جيمزكابرن در"مشتی پر از ديناميت ". جالب آنكه تكرار تماشای فيلم های اين استاد سينما عليرغم رمزآميز بودن داستان آنها اصلا" از جذابيت و لذت آن كم نميكند، حتی درمورد فيلم های مقدم تر وی مثل "بخاطر چند دلار بيشتر".
فيلم شناسی اين استاد كمتر تقدير شده ، بشرح زيرست :
1957 - تاكسي ... آقا ؟
۱۹۶۰ - The Colossus of Rhodos
1964- بخاطر يك مشت دلار
۱۹۶۵- بخاطر چند دلار بيشتر
1966- خوب ، بد ، و زشت
1968- روزی روزگاری درغرب (درايران - داستان بزرگ غرب )
۱972- مشتی پرازديناميت (يا)داك ،ای بی معرفت (درايران - سرتوبدزدرفيق)
1984- روزی روزگاری در امريكا
سرجيو لئونه در ۳۰ آوريل ۱۹۸۹ درگذشت ، يادش گرامي و روحش شادباد .