تدوين با ... بدبينی ؟!
راش اول - عباس کيارستمی در «کلوزآپ : نمای نزديک» ضمن پرداختن به ماجرای عباس سبزيان خبرنگاری را نشان داد که صادقانه به اصطلاح خودش دنبال خبرهای «اوريانی» («اوريانا فالاچی»وار) می گشت ، بايد فيلم را ديده باشيد تا حاصل کار او را دريابيد .
راش دوم - فريدون جيراني سينماگر و سردبير هفته نامه ء «سينما» با طرح عنوان «سينماي بدنه» فضای دو قطبی سينمای ايران را که به دو بخش «سينمای متفاوت» (هنری) و «سينمای معمولی» (بعضی اوقات مصداق «سينمای مبتذل») تقسيم می شد ، سامانی جديد داد . حالا اين سينما بخشی ميانه پيداکرده بود ، سينمای تجاری ولی خوش ساخت و خوش پرداخت . سينمای تجاری خوب که برای عام و خاص جذاب بود . نمونه های اينگونه سينماگری پيش از انقلاب هم در ايران وجود داشت ، فيلم هايی چون «قيصر» ، «تنگنا» ، «گوزنها» ، «کندو» ، «صادق کرده» ، و ... مبداء نسبی اوج گيری «سينماي متفاوت» محسوب می شوند . اين نوع فيلمسازی بعدها با خاص تر و انديشمندانه تر و شخصی تر شدن مضامين شان در کار گروهي از فيلمسازان مثل : بيضايی ، مهرجويی ، تقوايی ، و گلستان مرزبندی شاخص تر و محدودتری پيدا کرد و بخش «متفاوت» سينمای ايران را رقم زد . بهرحال «سينمای بدنه» بيشتر با «سينمای متفاوت» نزديکی دارد تا «سينمای معمولی» .
راش سوم - در سال ۱۳۷۹ شايعه ای در محافل سينمايی رواج يافت . گفته شد که سعيد امامی (اسلامی) از سران امنيتی سابق کشور با جمع کردن عده ای از کارگردانان سينمای متفاوت و بدنه از ايشان برای ساخت آثار مروج طرزتفکر خود و همفکرانش دعوت کرده است . او که تئوريسين و باني ساخت مجموعه ء «هويت» در تلويزيون بود ، قطعا" می بايست تلاش های ديگری هم در نشر افکار و مقاصدش کرده باشد .
راش چهارم - درج نامه ء سرگشاده ء يکی از کارگردانان صاحب نام سينمای متفاوت و سازنده ء آثار سرژانر سينمايی که بعدها «سينمای بدنه» نام گرفت در رورنامه های اواسط سال ۱۳۷۹ در رفع ابهام نسبت به ساخت چند فيلم و انتشار چند فيلمنامه و تحولات اقتصادی پيش آمده ء ناگهانی اش و حضور صاحب امتياز يک مجله ء سينمايی عضو کميسيونهای تصويب فيلمنامه و اکران سابق بعنوان ناظر کيفی توليد بر سر يکی از کارهايش و اعلام اطمينان و واگذاری کيفيت به خود وی ، نه تنها مايهئ رفع ابهام نگرديد بلکه حرکت سازمان يافته ء سعيد امامی ها را در جهت ايجاد تحولات ارزشی - فرهنگی در راستاي مطامع گروهي ايشان و هم سلکانشان ، و اصطلاحا" زدن پنبه ء نامداران عرصهئ سياست و فرهنگ اين بوم را قوت بخشيد .
راش پنجم - عده ای پرچم مخالفت با «سينما و سينماگران متفاوت» افراشته اند . آنان که با ادعای کسالت آور بودن (احتمالا به صرف ثقيل الفهم بودن آثار يا تنبلی ذهنشان) ، جشنواره پسندی (و متظاهرانه و خائنانه تلقی کردن ضمنی آن) ، و ... سعي در نفی و پس راندن اين سينما و هنرمندانی چون : کيارستمی ، بيضايی ، مهرجويی ، و ... دارند . عده ای قطعا" خواسته و دانسته و برخي ناخواسته و نادانسته زير لوای اين تفکر گرد آمده اند ، غافل از آنکه هنر در تمامي انواع هفت گانه اش سه سطح بارز دارد : عالي ، متوسط ، و نازل . ارزيابی و درجه بندی های جهانی منتقدان و هنرمندان معتبر صاحب سبک و قلم شاهد مستند و معتبری بر اين ادعايند . موسيقی کلاسيک و باخ و بتهوون تفاوتهايی ديگر نه هنری که علمی با موسيقی فرضا" پاپ (صرفا" بعنوان تمثيلی از عامه پسند بودن) و مشاهير هيپ هاپ و ... دارند . صرف پذيرش و لذت بردن عامه ء مردم و «خود» به تبع عوام يا اقتصادی بودن اثر نمی تواند مايه ء نفی خواص و ارزش ها و سلايق و سطوح و معيارهای متفاوت ايشان باشد . ترويج و تشويق و واداشتن مخاطب به تفکر و ارائه ء درد و مشکلات انسانی و اجتماعی ممکنست باب طبع عامه ء ساده پسند نباشد ، ولی يکی از اصلی ترين وظايف هنر و هنرمند است . اگر سينما هنر باشد و سينماگر هنرمند ، نمی توان از اين دو فقط سرگرم کردن مخاطب را توقع داشت .
پايان بندی :
چه در قلم چرخاندن و چه در نوشتن و چه در اظهارنظر و چه در انتقاد ، خواسته و ناخواسته يا دانسته و نادانسته انگشت دستی منحرف بر تيغه ای از قيچی بزرگی که به قطع ريسمان فرهنگ اين بوم دهان گشاده نباشيم . نادانستن و ناخواستن عذر موجهی نيست . عمل صالح پرهيز از تنزل سطح سليقه ء مخاطبان عام اين سينما و ممانعت از فرهنگ زدايی عامدانه ء برخی خطوط فکری انحرافی است که خود هرگز با لذت بردن از سينمای تجاری خوب و هر محصول و فرآورده ء فرهنگی منطبق بر قواعد و اصول منافاتی ندارد . اگر کسل می شويم يا نمی پسنديم يا نمی فهميم يا هر چه ... از تخريب شخصيت افرادی که جزو بزرگانند يا می توانند در زمرهء بزرگان و مفاخر اين مرز و بوم باشند ، بپرهيزيم . در قلم زدن و روزنامه نگاری صادقانه مان فقط بدنبال خبرهای «اوريانی» نرويم ، اطلاع رسان و خدمتگذار به مخاطبانمان و عامه باشيم نه «پاپاراتزی»* و تشويشگر و فرهنگ زدا . اگر عامدانه و دانسته چنين می کنيم ، به اصل پاک گوهرمان و دامان فرهنگ اصيل بوم مان بازگرديم و اگر نادانسته ، آب به آسياب دشمن فرهنگ ايرانی نريزيم . به ياد داشته باشيم که ممکنست «ايرانی» در ضميرش خصلت نخبه کشی داشته باشد ولی قدرشناسی و حافظه ء تاريخی اش نيز قويست . اميرکبيرها ، قائم مقام فراهانی ها ، ... ، سعدی و حافظ و مولوی ها را هرگز فراموش نخواهد کرد ، همانگونه که ميرزا آقاخان ها ، حاج ميرزا آقاسي ها ، و سيد ضياءالدين طباطبايی ها را فراموش نکرده است .
پايان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پاپاراتزی (Paparazzi) : خبرنگار - عکاسی که خبر يا عکس خود را به قصد سود اقتصادی تهيه و به خود سوژه يا مجلات و نشريات میفروشد .