

مصاحبه ء منتشر نشده اي با جعفر پناهي كارگردان "دايره "
پس از نمايش فيلم در جشنواره ي ونيز - مصاحبه گر : ديويد والش
تاريخ مصاحبه : دوم اكتبر سال ۲۰۰۰ مصادف با هفتم بهمن ۱۳۷۹
(آخرين قسمت)
مترجم : نادر خوانساري
سوال - بنظر مي رسد فيلم از فضاي جسورانه تر و خشن تري نسبت به فيلم هاي قبلي شما برخوردارست . آيا اين نتيجه ي گسترش فضاي اصلاحات در ايران است يا تغيير در خصوصيات شخصي شما يا هر دو ؟
جواب - حقيقت اين است كه در فيلم هاي قبلي ام هم همچنان سعي داشته ام تا مشكلات حاد و مسائل كودكان را نمايش دهم . آن فيلم ها هم نظر و عقيده ي مرا ارائه مي دهد . آنها سياه مشق هستند . اما سوال اينجاست : اين بچه ها ، كه به آن سختي براي بدست آوردن آنچه كه در تعقيبش بودند ، تلاش مي كردند (در "آيينه " و در "بادكنك سفيد") وقتي بزرگ شدند ، همان محبت و رافت را همچنان در خود خواهند داشت ؟ پاسخ واقعي اينست كه جامعه (همانطور كه مي دانيد) آنها را در دايره ي بسته اي قرار خواهد داد . و آنان كه پا از اين دايره بيرون بگذارند ، بايد هزينه اي گزاف بپردازند . من از بابت اين وضع خشمگين نيستم . فيلم خشونت در اجتماع را نشان مي دهد ، ولي من خشمگين و خشن نيستم .
سوال - مي توانيد راجع به واكنش مطبوعات و مراجع رسمي دولتي ايران نسبت به فيلم توضيح دهيد ؟
جواب - در ايران عده ي زيادي فيلم را نديده اند . اما آندسته كه فيلم را ديده اند ، بخصوص روشنفكران ، خيلي آنرا دوست داشته اند . اما وقتي فيلم را به گروهي از نمايندگان مجلس نشان دادم ، به آن اعتراض كردند .
سوال - از چه جهتي ؟
جواب - آنها به بخش خاصي از فيلم اشاره نكردند .
سوال - آيا هشت ماه ممنوعيت و وقفه در توليد داشته ايد ؟
جواب - هميشه از وقفه در توليد پرهيز مي كنم . واقعا" نمي خواهم به دو تا سه سال مشكلي كه براي ساخت اين فيلم متحمل شدم فكر كنم تولد اين فيلم بسيار سخت بود . اما حالا كه فيلم نمايش داده شده ، حال كه اين كودك پا به عرصه ي وجود گذاشته ، از وجود آن لذت مي برم ، و نمي خواهم راجع به اين موضوع صحبت كنم .
سوال - تكنيك تعقيب يك كارآكتر بعد از ديگري ، دايره و چرخش ، و روند رسوخ در خلل و فرج اجتماع بنحوي عمل مي كند كه يك دايره (مدار) بسته را به نمايش بگذارد . آيا هدف شما همين بوده است ؟
جواب - بله دقيقا" ، و البته فيلم نشان مي دهد كه شخصيت ها سعي در خروج از اين دايره دارند . كاملا" مثل يك مسابقه است ، وقتي كه در مسير پيست مي دويد و سعي در تحويل چوب به دونده ي بعدي داريد . در اين فيلم اگر يك نفر برنده شود ، همه برنده شده اند و اگر يك نفر ببازد همه باخته اند .
سوال - آيا تماشاگران ايراني درخواهند يافت كه مكان صحنه ي آغازين ، بيمارستان زندان است ؟
جواب - سينماي جديد ايران چيزهاي زيادي را براي قضاوت به تماشاگر وامي گذارد ، به دانسته ها و تفكر ايشان ، چگونگي تفسير فيلم با آنهاست . در اين مورد عده اي خيلي سريع موضوع را درخواهند يافت و برخي نه . اين بستگي به دانش و تفكرات فرد دارد. اين امر مختص به ايران نيست . همه جا همينطورست . هميشه عده اي هستند كه مطالب را خيلي سريع مي گيرند .
سوال - منظورم اين بود كه آيا چيزي (علامتي ) هست كه براي تماشاگران ايراني سريع الدريافت باشد ؟
جواب - نه ، آنجا مي توانست هر بيمارستاني باشد .
سوال - نرگس مي گويد شهر او بهشت است ، مثل نقاشي ون گوگ . زن ديگر شايد مي داند كه آنجا بهشت نيست . آيا هنر به معناي عاملي در زندگيست كه زندگي بايد بسوي آن به پرواز درآيد و بدان سمت اعتلا يابد ؟
جواب - در فيلم همانگونه كه مي بينيد ، هر كاراكتر جديدي كه معرفي مي شود درجه ي بالاتري از تجربه و برداشت عميق تري از زندگي را بروز مي دهد . بهمين جهت هم نرگس بسيار پندارگراست
و جهان را نمي شناسد . وقتي به نقاشي نگاه مي كند ، احساسي واقعي نسبت به جغرافيا ندارد ، فقط ايمان دارد كه آنجا محلي زيباست . در اين حال فرد كناري او كه تجربه ي بيشتري دارد عنوان ميكند كه آنجا هم بايد مشكلات خودش را داشته باشد . هنر اميد مي بخشد . سينماي ايران در كنار ساير انواع هنر در سطح بين المللي شناخته شده و سعي در احياي غرور ملي و اميد دارد .
سوال - آيا اعتلايي در تكنيك فيلم و شخصيت زنان آن در كارست ؟ آيا زن آخري نوعي محصول پرداخته و پالوده است ؟
جواب - دو نگاه به اين شخصيت مي توان داشت . در نگاه اول ميتوان او را متمم و مكمل همه ي شخصيت هاي ديگري دانست كه بن بست ميرسند . دو نگاه ديگر او فرديست كه واقعيت را پذيرفته ، كسي كه حقيقت اجتماع را دريافته ، جايي كه شخصيت هاي ديگر همچنان در صدد فرار از دايره اند . بنابراين اظهارنظر در اين مورد بستگي به نظر و نوع نگاه فرد تماشاگر به اين شخصيت دارد .
سوال - اگر چنين باشد ديگر سوءتفاهمي پيش نمي آيد ، فكر نمي كنم استعاره ي دنيا بعنوان زندان فقط مختص به زنان باشد ، يا فقط منحصر به ايران . نمي توانم فيلم را فقط محدود به شرايط ايران بدانم ، به نظرم اين شرايط همه جا جاريست . چنين استعاره اي نشان مي دهد كه دنيا بايد تغيير كند . آيا موافقيد چنين برداشتي از فيلم داشته باشيم ؟
جواب - به نظر من هركسي در دنيا محدود به دايره اي ست ، محدوديتهايي ناشي از اقتصاد ، سياست ، فرهنگ ، مشكلات خانوادگي ، يا حتي سنت ها . فقط شعاع دايره مي تواند بزرگتر يا كوچكتر باشد . بدون توجه به محدوده ي جغرافيايي ، انسانها همگي در دايره اي بسته زندگي مي كنند . اميدوارم اگر اين فيلم قرارست تاثيري بر كسي داشته باشد ، باعث افزايش طول شعاع دايره ي زندگي آنها باشد .
سوال - در عين اينكه فيلم به زنان مي پردازد ، اثرات وجود مردان در زندگي آنها چيست ؟
جواب - اجتماع ايراني ، به ويژه در مقايسه با اين قسمت جهان (اروپا - م ) ، بيشتر دنياي مردان ست . شعاع دايره ي محدوديتها
براي مردها وسيعترست . هدف اين فيلم ضديت با مردها نيست ، فيلم فمينيستي هم نيست ، فيلمي ست درباره ي انسانيت . در فيلم هيچگاه بدرفتاري يا خشونتي از جانب مردان نشان نداده ام . براي مثال مي بينيم كه زنها از پليس مي ترسند . اين مي تواند واقعي يا خلاف آن باشد . وقتي پليس ها را در لانگ شات نشان مي دهم آنها تهديدكننده به نظر مي رسند ، در حاليكه در نماهاي مديوم شات پليس را باچهره اي مهربان مي بينيم . او از زن مي پرسد : "كمك مي خواهي " ؟ و همچنين در
صحنه اي كه زن پيراهني براي نامزدش مي خرد ، فروشنده پيراهن را با سينه ي سربازي كه آنجاست اندازه ميگيرد و در پايان فيلم وقتي زنان در ماشين حمل زندانيان سوارند ... در طول فيلم هر يك از زنها مي خواهد سيگاري بكشد . وقتي همگي در ماشين حمل زندانيان هستند اين فضاي انساني برقرار مي شود وآنها به خواسته شان مي رسند.
سوال (جووان لوريه ر) - آيا به نظر شما پليس و ارتش از مردم عادي ساخته شده اند ؟
جواب - در تمام فيلم هاي من به شخصيتهاي بد برخورد نمي كنيد ، چه مرد و چه زن . من معتقدم همه خوبند . بدي نتيجه ي معضلات اجتماعيست . حتي خطرناكترين جنايتكاران حس بشري دارند . در ته قلب او همچنان يك بشر زندگي مي كند . اين بدان معني نيست كه يك جنايتكار چون معضلات اجتماعي او را به تبهكاري كشيده ، نبايد مجازات شود . او مقصرست چون تلاش نكرده تا شعاع دايره ي پيرامونش را گسترش دهد .
سوال (ديويد والش ) - اين نظر (كه شايد نادرست باشد) آيا صحت دارد كه بعنوان خصوصيتي از ويژگي هاي سينماي ايران ، امكان دارد شخصي هنر را براي اعتراض يا در راستاي مقابله با بي عدالتي قرباني كند ؟ آيا اصولا" زمينه ي طرح چنين سوالي در مورد سينماي ايران فراهم است ؟
جواب - تصور مي كنم اين موضوع اندكي ايده آليستي ست . تاريخ نشان داده كه در بسياري اوقات هنرمندان توسط مسئولين براي نشان ندادن معضلات اجتماعي خريداري شده اند . يا در روي ديگر سكه ، هنرمندي خود را براي نمايش واقعيات قرباني كرده است ، هرگاه چنين اتفاقي رخ داده حتما" ضرورتي وجود داشته است .
سوال - اگر بخواهيد تاثير عميقي بر مردم بگذاريد ، نيازمند هنر هستيد يا نه ؟
جواب - تاثير هنر بر مردم فوري نيست . هنر در نهايت موفقيت ميتواند جامعه را لمس كرده و مردم را وادار به تفكر درباره ي
موضوعات نمايد . هنر به مردمي نياز دارد كه محتاج هنر باشند . بده بستاني در جريانست . مبادله است . هرگاه جامعه نيازمند قرباني شدن هنر و هنرمند باشد ، اين اتفاق به قطع خواهد افتاد .
پايان مصاحبه
آنچه كه در تمامي اين چند قسمت درباره ي فيلم "دايره " بيان شد ، فقط محض آشنايي شما با اين فيلم و برخي نكات و ظرايف مربوط به آن بود و اطلاع از ظلمي است كه در مورد آن روا شده ، فيلم در حال حاضر در جشنواره هاي ونيز ، تورنتو ، و ... به نمايش درآمده و در شهرهاي مختلف اروپايي و امريكايي اكران عمومي يافته است . به اميد روزي كه شاهد نمايش آن در موطنش باشيم .