قطرات باران برجا و دركنارهم بسرعت بر شيشه مي چكند . حجم بزرگي آب با هر حركت برف پاك كن به سمت كنار شيشه ام هجوم مي برد . آب شره ي چرخ ماشين هاي درحال گذر بر شيشه مي پاشد . سرعت تيغه هاي برف پاك كن براي وضوح ديد جلو كافي نيست - همچون گام هاي بلندم در سوارشدن به ماشين كه تنوانست مانع خيس شدنم شود ... تماشاي ريزش آبشار از ناودانهاي كنار كوچه و خيابان ديگر آرزويي دور مي نمود . تهران زير باران خيس و شسته مي شود - چه باراني ؟!!