... از سينما و

"بمحض برخورد با بزرگترين عشق زندگی ، زمان متوقف می شود - "بيگ فيش

شنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۱

“سقوط بلاك هاوك“ - Black Hawk Down

فيلمي از ژانري ديگر نه جنگي ، كه مخصوص تحريك عواطف ميهن پرستانه ء امريکائيان است . سينمايي که هر قدر قوي و توانا هم که باشد بخاطر نوع نگاهش زيبا و انساني نيست . در اين سينما خشونت نه براي تقبيح آن که براي توجيه خشونت به کار گرفته مي شود و جنس واگويي آن با جنس واگويي خشونت جنگ در «نجات سرباز وظيفه راين» اسپيلبرگ و «غلاف تمام فلزي» کوبريک تفاوت دارد . در فيلم هايي نظير «آئين نبرد - Rules of Engagementent» (حضور امريکايي ها در يمن شمالي) ، «پشت خطوط دشمن» (حضور امريکايي ها در بوسني و هرزگوين) ، و «سقوط بلاك هاوك» (حضور امريکايي ها در سومالي) که فيلم اخير از نظر ساخت و پرداخت شخصيت ها و بافت داستاني فيلمنامه کاملا استيليزه و حرفه اي ست ، گروهي امريکايي دوست داشتني که به دليلي (کاملا خيرخواهانه) در کشوري (مهلکه اي) گرفتارند و گروهي کماندو (يا تفنگدار يا رنجر يا ...) در صدد نجات ايشان برمي آيند(که به هيچ عنوان نبايد آنرا تجاوز به مرزهاي ديگران دانست) . اهالي وحشي و به دور از مدنيت کشور مزبور بي دليل و با توحش بسيار اين سربازان دوست داشتني را مورد تهاجم قرار مي دهند و گروه گرفتار در نهايت با تلفاتي نه چندان زياد و پيروزمندانه با تهور و شهامت تمام ( و با استفاده از ابزاري که مدرنيته ء آنها چندان چشمگير به نظر نمي رسد ) قوم بربر را قتل عام نموده و با شکست فاحش ايشان از معرکه مي گريزند . وجه اشتراک جالب اين فيلم ها [ که گونه ء شانه به شانه اي در کنار فيلم هاي ضدتروريستي آغاز شده با فيلم Cult «محاصره» (The Sieage) هستند ] ، لزوم حضور خيرخواهانه ء ارتش امريکا در سرزمين بربرها و شکست اين جانيان بالفطره است ! چنين نمادي از جنگ ، شايد توجيه جنگ لازم براي پياده سازي تئوري «نظم نوين جهاني» (مطروحه ء بعد از فروپاشي شوروي در ۱۹۹۱ ميلادي) باشد . نظريه اي که بر اساس آن : «کليه ء کشورها مجازند با تمامي توش و توان و استعداد خود براي تصاحب منابع مادي و سرمايه اي جهان به منازعه پرداخته و تا نهايت ممکن از اين منايع بهره گيرند» (همان قانون جنگل خودمان) . بدين ترتيب سينما نيز به مثابه ابزاري مستعد براي تاييد و وجهه بخشيدن به اين تنازع به کار گرفته شده است و تئوريسين هاي فن نيز براي تامين سرمايه و بودجه ء لازم دست به کار فرآورش محصولاتي گيشه پسند همچون «سلطان عقرب» و ... شده اند . « سينماي روياپرداز تجاري صرف» در خدمت « سينماي ميهن پرستانه (با لواي مواجهه با بربريت و تروريسم) » ، و سينماي ميهن پرستانه در خدمت آمال توسعه طلبانه و تجاوزگرانه ، استفاده اي ابزاري از هنر سينما . بالشخصه عليرغم تمام جذابيت هاي تکنيکي چنين سينمايي نمي توانم آنرا دوست داشته باشم .
Black Hawk Down باوجود کمال تکنيکي و صنعتي ، هنر سينما نيست و نمي توان آنرا ستود .

  [ ۱:۱۸ ب.ظ. ] پيوند به اين مطلب