در ادامه ء مطلب « هنر » و « ابتذال » ... نمونه ء ديگري که مي خوام به عنوان اثر هنري مثال بيارم از آثار هنرمندي است که شايد از چشم بعضي ، چندان هم بعنوان صاحب « هنر » و « فرهنگ » شناخته نشود : « Heal the World » يا « Earth Song » هر دو ترانه هايي از مايکل جکسون که به همراه کليپ هاي زيباي ويديوئيشون به قطع يقين از مرزهاي معمول و عادي هنر پاپ ( POP ART ) فراتر ميروند . طبيعيست که اثر هنري / فرهنگي را نبايد صرفآ در مجموعه ء آثار کلاسيک جستجو کرد ، همانطور که اگر برخي آثار کلاسيک هنرهاي هفتگانه و فرهنگ هاي باستاني دوباره ارزيابي شوند ابتذال در ميان برخي به چشم خواهد خورد . بهرحال غرض اصلي اين مطالب ، صرف آشنايي تئوريک با موضوع نيست بلکه درک آثار ايجاد و مصرف (عرضه و تقاضاي) آثار فرهنگي / هنري مبتذل در جوامع مختلف خصوصاَ جامعه ء ما ايرانيان ( نه به مفهوم حاضرين در مرزهاي جغرافيايي کشور که به معناي کل متشکل از همه ء هموطنان در سراسر گيتي) است .