در ادامه صحبت دشمني « فرهنگ و هنر » با « ابتذال » مختصر و مفيد بخوام عرض کنم ، بايد بگم :
اثر فرهنگي و هنري مصرفش از اثر مبتذل سخت تره ، چون توش و توان و اطلاعات قبلي لازمه تا از اثر هنري لذت ببري ولي مصرف اثر مبتذل بي واسطه و بدون پيش نياز قبليه . کافيست قر رو تو کمر ( يا سايت قر بده دات کام !) احساس کني ، ديگه بعدش هيچي ... خودتي و حالت و اون دم ... ديگران و زمان و مکان ؟ ... بيخيال !!! تأثر از مصرف بلافاصله قطع ميشه .
ولي براي مصرف اثر هنري و فرهنگي : حتمآ پيش زمينه لازمه ، مطالعه ء قبلي ميخواد و تأثر از اثر محدود به فقط مدت زمان مصرف نيست ... گاهي مدتها بعد ، اثر در ذهن مخاطب باقي مي مونه و ذهن او رو بخودش مشغول مي کنه . سمفوني ۹ بتهوون رو گوش مي کني و کورال : « اي انسانها ... » تو گوشت مي مونه و مي پيچه ... يه مثال ديگه دارم که مي گذارم براي تيکه ء بعد ... بالاخره مطلب يه نيمچه سينمايي نويس ، بايد يه کم سوسپانس و تعليق هيچکاکي داشته باشه ... نه ؟!!